بیایید آنقدر از خوبی ها بگوییم تا... جایی برای بدی نماند. 
لینک دوستان

از باباکرم چه میدانید؟
باباکرم شخصی بوده ازلاتهای قدیم. به اسم رسمی کرم کریمی. قصاب محله بوده وهمه از او حساب میبردند. وقتی از کوچه پس کوچه های محله گذر میکرد بچه های فقیر ویتیم وبیچاره ای در طول مسیرش بودند که هر روزه به آنها کمک میکرد و با یک آبنبات آنها را خوشحال میکرد. طوری شده بود که این بچه ها اورا دوست داشتند و بابا کرم صدا میکردن. وهر وقت از دور میآمد بچه ها با شادی دست میزدند و صدا میزدن باباکرم. باباکرم... و آقاکرم قصاب هم برای خوشحال کردن بچه های فقیر یک سر و گردن و نیز با حرکات دست و مدل بابا کرم امروزی از کنار آنها میگذشت و بعدها درکاباره ها با اضافه کردن حرکات دیگر رقص بابا کرمی را تکمیل و تا هم اینک ماندگار و از رقصهای به نام ایرانی باقی ماند.

در زمان رضا شاه به دلیل کمبود اسلحه، بعضی از پاسبان هایی که گشت می دادند فقط غلاف خالی اسلحه، یعنی همان جلدی که اسلحه در آن قرار میگیرد را روی کمرشان می بستند و در واقع اسلحه ای در کار نبود. دزدها و شبگردها وقتی متوجه این قضیه شدند برای اینکه همدیگر را مطلع کنند به هم می گفتند که طرف "خالی بسته" و منظورشان این بود که فلان پاسبان اسلحه ندارد و غلاف خالی اسلحه را دور کمرش بسته به این معنی که در واقع برای ترساندن ما بلوف می زند که اسلحه دارد و روی همین اصل بود که واژه "خالی بندی" رواج پیدا کرد

تاریخچه قمپوز در کردن !
قمپوز د ر اصل (قپوز)نام توپی است که عثمانی ها در سلسله جنگ هایی که با ایران داشته اند مورد استفاده قرار می دادند. این توپ اثر تخریبی نداشت چرا که در آن از گلوله استفاده نمی شد و فقط از باروت و پارچه های کهنه که با فشار درون لوله توپ جای می دادند تشکیل شده بود. هدف از استفاده آن ایجاد رعب و وحشت در بین سپاهیان و ستوران بوده است. در جنگ های اولیه بین ایران و عثمانی این توپ نقش اساسی در تضعیف روحیه ی سربازان ایرانی داشت ولی بعد ها که دست آنها رو شد دیگر فاقد اثر اولیه بود و هر گاه صدای دلخراش این توپ به صدا در می آمد سپاهیان می گفتند :نترسید ، قمپز در کردند .

خواب زن چپه!!!
یعنی چی؟
خانومها بخوانید و منتشر کنید
"خواب زن چپه" عبارتی که به توهین و تمسخر در مورد زنان بکار میرود و اسباب تحقیر بانوان است!
اما بدانیم این عبارت تحریفیه از واقعیتِ "خواب ظن چپه".

"ظن" یعنی توهم، گمان بردن و شک کردن و "خواب ظن" هم خوابیه که برمبنای توهم و شک و گمان شکل گرفته، در واقع وقتی چیزی ذهن مارو بخودش مشغول کرده باشه، وقتی در طول روز با موضوعی زیاد سر و کار داشته باشیم، وقتی موضوع حل نشده ای داشته باشیم یا مواردی شبیه به این، همه ی اینها در ناخودآگاه ما بخشی رو به خودش اختصاص میده که تو خواب و رویاهای ما خودش رو نشون می ده و به این خواب ها " خواب ظن" می گن که معمولا بی اعتباره و قابل اعتماد نیست.

هرچند شاید خیلیها این رو بدونن اما هستن افرادی که هنوز بعد از این که زنی خوابی رو تعریف میکنه از جمله ی خواب زن چپه استفاده میکنن، واقعیت اینه که مردم عامی بدون آگاهی از نگارش ظن (به اشتباه زن) و جهل از معنی و واقعیت اون، این جمله رو تکرار میکنن!
"کج دار و مریض یا کج دار ومریز"

اصطلاح کج دار و مریز یا به صورتی که بیشتر مردم فهم می کنند و می نویسند «کج دار و مریض» از جمله اصطلاحاتی است که توسط مردم به اشتباه به کار می رود. مردم آن رابا مریضی مرتبط می دانند. این اصطلاح در اصل کج دار و مریز است. به معنای اینکه ظرف را کج نگه دار و در عین حال مواظب باش که نریزد و نسبتی با مریضی ندارد.

در زمان قاجار که زن هاحق رفتن به مدرسه رو نداشتن اولین مردمانی که به دختر هاشون اجازه درس خواندن دادند رشتی ها بودنند، وقتی این خبر به شهر های دیگه رسید، مردمانش میگفتند رشتی ها چقدر بیغیرت هستند که دخترانشون رو به مدرسه میفرستن!! و این تا الان هنوز مونده! در حالی که در زمان حمله خلفای ناحق اعراب به ایران همه جای ایران بزرگ ( ایران، پاکستان، افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، آذربایجان، ارمنستان و عراق امروزی) زیر سلطه اعراب رفت غیر از گیلان!
آذرآبادگان شد آذربایجان،
پارس شد فارس،
سپاهان شد اصفهان . . .
اما غیرت گیلک ها نذاشت گیلان رو جیلان کنند

چرا ترک خر شد ؟!!!!
بعد از به توپ بستن مجلس توسط محمد علی شاه تبریزیها شورش کردند و بر علیه استبداد و شاه مستکبر قیام کردند. شهر توسط شاه و استعمار انگلیس محاصره شد ۶ماه تمام شهر در محاصره بود. قحطی و کمبود غذا بیداد کرد. اما مردم تسلیم نشدند . پیغام مردم شهر به محاصره کنندگان این بود. غذا تمام شده عیب ندارد یونجه میخوریم. یونجه هم تمام شود برگ درخت میخوریم ولی تسلیم نمیشویم. همه جاپیچید که ترکها خرشدند.
افسوس که ما هم دامن زدیم

یه چیزجالب!!!!!
در دوران هخامنشیان سال کبیسه وجود نداشت همیشه اسفند ماه 29 روز بوده،در تقویم آن زمان هر چهار سال یک روز ذخیره میشد و طی 120سال یک ماه ذخیره داشتند که آن سال را بجای 12ماه،13 ماه اعلام میکردند،در ماه سیزدهم هیچکس کار نمیکرد همه با خرج حکومت جشن میگرفتند بنابراین مردم در حق هم دعا میکردند که 120سال عمر کنند تا حداقل یک جشن یک ماهه را ببینند. !!!
(فلسفه ى ایشالله 120 ساله شوی)


[ یکشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۳ ] [ ۸:۳٠ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

راهنمای انتخاب شغل برای دانش آموزان و فارغ التحصیلان


[ سه‌شنبه ۳٠ دی ۱۳٩۳ ] [ ۸:٥۸ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

آزمون زیر از چهار سؤال تشکیل شده که میزان مدیریت یک فرد را نشان می دهد. سؤال‌ها مشکل نیستند. در مورد هر سؤال اول سعی کنید خودتان پاسخ بدهید و بعد پاسخ را بخوانید تا ببینید درست جواب داده‌اید یا خیر.


.
.
.
.


1-از شما خواسته شده یک زرافه را در یخچال قرار دهید. چطور این کار را انجام می‌دهید؟


.
.
.
.

پاسخ: درب یخچال را باز می‌کنیم. زرافه را داخل یخچال می‌گذاریم و سپس درب آن را می‌بندیم. هدف از این سؤال این است که مشخص شود آیا شما از آن دسته افرادی هستید که تمایل دارند مسائل ساده را خیلی پیچیده ببینند یا خیر!

2-حال از شما خواسته شده یک فیل را در یخچال قرار دهید. چه می‌کنید؟


.
.
.
.

پاسخ: آیا پاسخ شما این است که درب یخچال را باز می‌کنیم و فیل را در یخچال می‌گذاریم و درب آن را می‌بندیم؟
نه! این درست نیست! پاسخ صحیح این است که درب یخچال را باز می‌کنیم. زرافه را از یخچال خارج می‌کنیم. فیل را در یخچال می‌گذاریم و درب آن را می‌بندیم. این سؤال برای این است که مشخص شود آیا شما به نتایج کار های قبلی خود و تأثیر آن برتصمیم گیری‌های بعدی‌تان فکر می‌کنید یا خیر.

3-شیرشاه یک کنفرانس برای حیوانات جنگل ترتیب داده است که به جز یک حیوان، همگی حیوانات در آن حضور دارند. آن یک حیوان غایب کیست؟


.
.
.
.

پاسخ:‌ یادتان رفته که فیل الان در یخچال است؟
پس حیوان غایب این جلسه باید فیل باشد! هدف از این سؤال این است که حافظه شما در به خاطر سپردن اطلاعات سنجیده شود. اگر تا این جا به سؤالات پاسخ درست نداده‌اید نگران نباشید، هنوز یک سؤال دیگر مانده است.

 4-باید از یک رودخانه عبور کنید که محل سکونت کروکودیل هاست. شما قایق ندارید. چه می‌کنید؟

.
.
.
.

پاسخ: خیلی ساده است! به داخل رودخانه پریده و با شنا کردن از آن عبور می کنید. کروکودیل‌ها؟
آنها الان در جلسه‌ای هستند که شیرشاه ترتیب داده! هدف از این سؤال این است که مشخص شود آیا از اشتباه‌های قبلی خود درس می‌گیرید که دوباره آن ها را تکرار نکنید یا خیر.


[ دوشنبه ٢٩ دی ۱۳٩۳ ] [ ٩:۱۸ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

عمیقاً باور دارم که فقط یک بار در زندگی روی می‌دهد.
کسی را پیدا می‌کنی که دنیا را برایت کاملاً دگرگون می‌کند.
چیزهایی را به او می‌گویی که به هیچکس نگفته‌ای و او هم همه آنها را می‌فهمد و هر لحظه احساس می‌کنی که منتظر است تا بیشتر بفهمد و بشنود.
آرزوهایی را که باور داری برآورده می‌شوند به او می‌گویی.
همچنین آرزوهایی که هرگز برآورده نشدند.
همچنین داستان همه شکست‌هایی را که زندگی به تو هدیه کرد.
هر چه روی می‌دهد، بیصبرانه در انتظاری تا او را بیابی و برایش بگویی
و می‌دانی که به اندازه‌ی تو هیجان زده می‌شود، حتی اگر قبلاً هزار بار، همان ماجرا را برایش گفته باشی.
بدون اینکه دلیل خنده‌ات را بپرسد، می‌تواند با تو بخندد و خوشحالی کند.
بدون اینکه دلیل گریه ات را بپرسد، می‌تواند با تو گریه کند و غم آلوده شود.
هرگز به تو احساس بد بودن یا کم بودن نمی‌دهد. حس می‌کنی که برایش کافی هستی.
چیزهای زیبایی را در تو پیدا می‌کند که قبلاً هرگز ندیده ای و مهربانی‌هایی که قبلاً هرگز نکرده‌ای.
در کنارش هرگز حسادت و رقابت را تجربه نمی‌کنی. وقتی کنار توست،‌ تنها چیزی که حس می‌کنی آرامش است.
تو را به خاطر خودت دوست دارد به این معنی که در مقابلش، مجبور نیستی که وانمود کنی فرد دیگری هستی.
تمام آن چیزهایی که برای دیگران بی معنی است، برای تو معنا پیدا می‌کند.
تکه کاغذی حتی بدون نوشته، پیاده روی حتی بدون مقصد و نتیجه و موسیقی حتی بدون آنکه واژه ای از آن را بفهمی!
خاطرات کودکانه دوباره برایت زنده می‌شوند. شفاف و روشن. درست مثل همان روزهای کودکی.
رنگ‌ها روشن‌تر می‌شوند و جذاب‌تر.
خنده دوباره سهم خود را در زندگی‌ات باز می‌یابد. جوری که گاه فکر می‌کنی قبلاً هرگز چنین نخندیده بودی.
وقتی هست، مجبور نیستی حرف بزنی و سکوت را بشکنی. همین که هست کافی است.
چیزهایی که برایت هرگز جذاب نبود، جذاب می‌شود. چون می‌دانی که برای او جذاب است.
و چیزهایی که اولویت تو بود، ناخواسته فراموش می‌شود. چون می‌دانی اولویت او نیست.
هر جا می‌روی یاد او می‌افتی و هر چه می‌شنوی او را تداعی می‌کند.
به خود می‌گویی که اگر او اینجا بود چه می‌کرد و چه می‌گفت.
حتی چیزهای بی ربط هم او را تداعی می‌کند. مثل آسمانی که زیبا نیست. یا ابری که هیچ ویژگی خاصی ندارد. یا نسیمی چنان آرام که از نوازش موهایت هم ناتوان است.
قلبت را به دستش می‌سپاری با آنکه می‌دانی فرصتی برای شکستن قلبت ایجاد کرده ای و می‌دانی که تنها اعتماد مطلق و حتی آسیب پذیر شدن، لذت مطلق را به ارمغان می‌آورد.
امنیت برایت معنای جدیدی می‌یابد: اینکه او بخشی از دنیای توست و برای همیشه، بخشی از دنیای تو خواهد ماند.
باب مارلی


[ شنبه ٢٧ دی ۱۳٩۳ ] [ ٢:٥٥ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ، ﺩﺭ ﻫﺮ ﮐﺲ، ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺷﻪ...!
ﯾﮑﯽ، ﺩﯾﮕﻪ ﺷﯿﮏ، ﻧﻤﯽ ﭘﻮﺷﻪ..
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ، ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ..
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﻤﯿﺪﻩ..
یکی دیگه به خودش نمیرسه...
ﯾﮑﯽ مدام ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺪﻩ..
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵ، عکس ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﯼ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻩ...!
یکی محبت نمی کنه ...!
یکی دیگه محبت نمیپذیره ...!
و.... یکی دیگه وبلاگش رو به روز نمی کنه!
اینگونه است ک ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻣﻬﺎ در ٣٠ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻧﺪ و ﺩﺭ ٨٠ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺩﻓﻦ میشوند...!

پائولو کوئیلو


[ جمعه ۱٢ دی ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ ] [ آرش ]

نکته در خور نگرش در باره هفت سین های باستانی و کهن که از زمان باستان تا امروز ، از سوی نیاکان ما، بر خوان نوروزی می نهادند این است که "هفت سین" باید دارای این پنج ویژگی باشند:

۱ - نام آن ها پارسی باشد.

۲ - با بند واژه (حرف) سین آغاز شود.

۳ - دارای ریشه گیاهی باشد.

۴ - خوردنی باشد.

۵ - نام آن ها از واژه های ترکیبی (مانند سبزی پلو - سیرترشی - سیب زمینی و مانند آن ها) ساخته نشده باشد.

با نگرش به پنج بند بالا می بینیم که " سیب ، سیر ، سماغ ، سرکه ، سمنو ، سبزی (یا سبزه)، و سنجد " همه دارای این پنج ویژگی هستند.

 

بر این پایه:

- سنبل (نه خوراکی است و نه پارسی - تازی است )

- سکه (نه خوراکی است و نه پارسی - تازی است )

- سماور (نه خوراکی است و نه پارسی - روسی است )

با نگرش به آن چه آمد ، در بیست میلیون واژه های پارسی نمی توان هشتمی را برای هفت سین های نوروزی پیدا کرد که دارای این پنج ویژگی باشد.

در پایان باید افزود که هر یک از سین های هفت سین نماد یکی از سپنتا های (هفت ابر فرشته) کیش زرتشت هستند:

- سیر نماد اهورامزدا 

- سبزه فرشته اردی بهشت ، نماد آب های پاک

 - سیب فرشته سپندارمذ ، فرشته زن ، نماد بارداری و پرستاری

- سنجد فرشته خرداد ، نماد دلبستگی

- سرکه فرشته امرداد ، نماد جاودانگی

- سمنو فرشته شهریور ، نماد خوار و بار

- سماغ فرشته بهمن ، نماد باران

دکتر ناصر انقطاع

اولین ارسال:‌ 14 فروردین 91
دومین ارسال: 30 اسفند 91 14:31

 

نوروز 93 بر همه ایرانیان در سراسر جهان تبریک و تهنیت باد. 
آرزو دارم نوروزی که پیش رو دارید آغاز روزهایی باشد که آرزو دارید
گلگلگلگلگلگلگل


[ پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٢ ] [ ۸:٢٠ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

بازی Math Man یا مرد ریاضی

یک بازی کم حجم فلش (123کیلوبایت)

بعد از خوردن علامت سوال یک معادله به شما می دهد که با حل آن، اجازه خواهید یافت تا فقط روحی را بخورید که جواب معادله است.

پس با حل معادلات ریاضی از خوردن ارواح لذت ببرید.

دانلود بازی با فرمت  swf (راست کلیک کنید: Save)

(کلیک کنید برای تمام صفحه)


[ چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٢ ] [ ٧:۳٦ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

معلم یک کودکستان به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند. او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان میآید، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند. فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به کودکستان آمدند. در کیسه بعضی ها 2 بعضی ها 3، و بعضی ها 5 سیب زمینی بود. معلم به بچه ها گفت: تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند.
روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به ...شکایت از بوی سیب زمینی های گندیده. به علاوه ، آنهایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند.
معلم از بچه ها پرسید: از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید؟ بچه ها از اینکه مجبور بودند ، سیب زمینی های بد بو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند. آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی، این چنین توضیح داد: این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید . بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد می کند و شما آن را به همه جا همراه خود حمل می کنید . حالا که شما بوی بد سیب زمینی ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید. پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟


[ دوشنبه ٢۳ دی ۱۳٩٢ ] [ ٧:٢٤ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

آیینه‌وار بودیم همراز سینه صافان

آن آهنین دل آمد درهم شکست ما را


[ دوشنبه ٩ دی ۱۳٩٢ ] [ ٧:٤٦ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

خانه های قدیمی را دوست دارم

تاریخ در آنها به زیبایی در حرکت است

همه چیز عمر دارد

حرف دارد

برکت دارد

تکنولوژی آن ها را له نکرده

یاغی گری ها ی مدرن تغییرشان نداده

هنوز حیاط هست

حوض هست

کوزه هست

قناری می خواند

ماهی شنا می کند

دیوارهای اتاق های کوچک

مهمان جمعیتی زیاد است

سفره ها گسترده اند

نه دو نفره

نه چهار نفره

صدای پیرها شنیده می شود

حضورشان برکت خانه است

کوزه ها مملو از ترشی

دیگ کوچک مفهومی ندارد

نذری پزان به راه

همسایه حق به گردن دارد

دست ها صدا دارد

درختان نفس می کشند

باغچه هنوز آرزو نشده

زیرزمین انباری نیست

حیاط را بالکن نمی خوانند

پنجره فقط در نقاشی ها نیست

باران در خانه می بارد

ایوان زیر حصیر

چایی همیشه دم است

روی سماور

توی قوری

در خانه همیشه باز است

مهمانی ها دلیل و برهان نمی خواهد

غذاها ساده و خانگی است

بویش نیازی به هود ندارد

عطرش تا هفت خانه می رود

کسی نان خشکه ندارد

نان برکت سفره است

مهمان ناخوانده آب خورشت را زیاد می کند

دلخوری ها مشاوره نمی خواهد

دوستی ها حساب و کتاب ندارد

سلام ها اینقدر معنا ندارد

سلام گرگی وجود ندارد

افسردگی بیماری نایابی است

گلدان ها در خانه اسیر نیستند

درخت یاس هنوز هست

بوی یاس از شیشه های عطر نمی آید

دست پدر همیشه پر است

خانه همیشه شسته

خاک اینجا نمی ماند

همه چیز زنده است

حتی اگر آن خانه

سال های سال متروکه مانده باشد


[ سه‌شنبه ۳ دی ۱۳٩٢ ] [ ٩:۱۱ ‎ق.ظ ] [ آرش ]


[ سه‌شنبه ۳ دی ۱۳٩٢ ] [ ۸:۳۳ ‎ق.ظ ] [ آرش ]


[ جمعه ٢٢ آذر ۱۳٩٢ ] [ ۱:۱٥ ‎ب.ظ ] [ آرش ]
← صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

طرفداران
امکانات وب
یادگاری از یک دوست

===ஜ۩۞۩ஜ===
اسمش را میگذاریم؛ دوست مجازی
اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته ...
خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند ...
وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد
وقت میگذارد برایم، وقت میگذارم برایش ...
نگرانش میشوم دلتنگش میشوم ...
وقتی در صحبت هایم، به عنوانِ دوست
یاد میشود مطمئن میشوم که
حقیقی ست ...
هرچند کنار هم نباشیم
هرچند صدای هم راهم نشنیده باشیم،
من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم
هرکجا که باشد
پس دوست من در دنیای مجازی دوستت دارم

وقتی کسی چیزی با ارزش را با شما شریک می شود واز آن نفع می برید، وظیفه اخلاقی دارید که آن را با دیگران نیز شریک شوید.

free counters