بیایید آنقدر از خوبی ها بگوییم تا... جایی برای بدی نماند. 
لینک دوستان

روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود، پس می داد.

 

کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند. وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد، پیشهاد یک معامله کرد و گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهی او را می بخشد و دخترش از شنیدن این حرف به وحشت افتاد و پیرمرد کلاه بردار برای اینکه حسن نیت خود را نشان بدهد گفت : اصلا یک کاری می کنیم، من یک سنگریزه

سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه ای خالی می اندازم، دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون بیاورد. اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من بشود و بدهی بخشیده می شود و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند و بدهی نیز بخشیده می شود، اما

اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود.

 

این گفت و گو در جلوی خانه کشاورز انجام شد و زمین آنجا پر از سنگریزه بود. در همین حین پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت. دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد او دو سنگریزه سیاه از زمین برداشت و داخل کیسه انداخت. ولی چیزی نگفت !

 

سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون بیاورد.

 

تصور کنید اگر شما آنجا بودید چه کار می کردید ؟ چه توصیه ای برای آن دختر داشتید ؟

 

اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید می بینید که سه امکان وجود دارد :

 

۱ـ دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند.

 

۲ـ هر دو سنگریزه را در بیاورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است.

 

۳ـ یکی از آن سنگریزه های سیاه را بیرون بیاورد و با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیفتد.

 

لحظه ای به این شرایط فکر کنید. هدف این حکایت ارزیابی تفاوت بین تفکر منطقی و تفکری است که اصطلاحا جنبی نامیده می شود. معضل این دختر جوان را نمی توان با تفکر منطقی حل کرد.

 

به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید، اگر شما بودید چه کار می کردید ؟!

 

و این کاری است که آن دختر زیرک انجام داد :

 

دست خود را به داخل کیسه برد و یکی از آن دو سنگریزه را برداشت و به سرعت و با ناشی بازی، بدون اینکه سنگریزه دیده بشود، وانمود کرد که از دستش لغزیده و به زمین افتاده. پیدا کردن آن سنگریزه در بین انبوه سنگریزه های دیگر غیر ممکن بود.

 

در همین لحظه دخترک گفت : آه چقدر من دست و پا چلفتی هستم ! اما مهم نیست. اگر سنگریزه ای را که داخل کیسه است دربیاوریم معلوم می شود سنگریزه ای که از دست من افتاد چه رنگی بوده است… .

 

و چون سنگریزه ای که در کیسه بود سیاه بود، پس باید طبق قرار، آن سنگریزه سفید باشد. آن پیرمرد هم نتوانست به حیله گری خود اعتراف کند و شرطی را که گذاشته بود به اجبار پذیرفت و دختر نیز تظاهر کرد که از این نتیجه حیرت کرده است.

نتیجه ای که ۱۰۰ درصد به نفع آنها بود.

 

۱ـ همیشه یک راه حل برای مشکلات پیچیده وجود دارد.

 

۲ـ این حقیقت دارد که ما همیشه از زاویه خوب به مسایل نگاه نمی کنیم.

 

۳ـ زندگی شما می تواند سرشار از افکار و ایده های مثبت و تصمیم های عاقلانه باشد.


[ دوشنبه ٥ امرداد ۱۳٩٤ ] [ ٧:٠٦ ‎ق.ظ ] [ آرش ]

پدر و مادر حرفه‌ای، بچه‌‌ی «باعرضه» بار می‌آورند، نه شاگرد اول. برایش مهم است بچه‌اش راحت بتواند زیپ کاپشنش را بالا بکشد و بند کفشش را ببندد. وقتی سر جلسه‌‌ی امتحان، خودکارش ننوشت، اشکش در نیاید و راهی پیدا کند. میوه‌هایی که مادر برایش می‌گذارد، توی کیفش نگندد. وقتی معلمش یا ناظمش، دنبال داوطلبی می‌گردند، زیر میز قایم نشود. غذا خوردنش که تمام شد، دل آدم به‌هم نخورد از دیدن ظرف غذایش. وقتی بزرگتری خواست از او سوال‌های اضافی بپرسد، راحت بپیچاندش. وقتی تلویزیون نگاه می‌کند، انگشتش نیم‌متر توی حلقش فرو نرود. پدر و مادر حرفه‌ای، یک‌جوری با بچه‌اش حرف می‌زند که بچه، جواب دروغ نمی‌دهد. اگر بچه ویرش گرفت در حمام آواز بخواند و صدایش را رها کند، پدرش توی ذوقش نمی‌زند که «چه خبرته!». وقتی یک بچه‌‌ی دیگر خواست توپش را به زور بگیرد، واندهد، بهش حالی کند با زور نمی‌توانی، اما اگر دوست داری، باهات بازی می‌کنم. وقتی چیزی به نظرش نامعقول آمد، به هر که می‌خواهد باشد، اعتراض می‌کند. اینها بچه‌‌ی باعرضه بار می‌آورند تا به خاطر نیم‌نمره‌ امتحانی، جلوی میز معلم، عجز و التماس نکند. بچه‌‌ی حرفه‌ای‌ها یک خرده که بزرگ شود، راحت سوار اتوبوس می‌شود و آدرس خانه‌شان را از چند راه بلد است. بچه‌‌ی باعرضه‌، موقع حمام، یک‌ساعت شیر آب را باز نمی‌گذارد تا مثل لاک‌پشت، روی موهایش کف جابه‌جا کند. پدر بچه‌‌ی باعرضه، کلید ماشینش را به بچه می‌دهد تا بدون ترس از شکستن کلید، در صندوق عقب را باز کند و وسیله‌ای را که می‌خواهد بردارد و بیاورد... بچه‌‌ی باعرضه یک وقت‌هایی می‌تواند چیزهایی که دارد به دیگران بفروشد و پولش را جیبش بگذارد!
پدر و مادر حرفه‌ای، بچه‌ی باعرضه بار می‌آورند نه شاگرد اول.

علی‌اکبر زین‌العابدین


[ پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ٩:٥٤ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

خداوند تبارک و تعالی بارها در قرآن کریم گفته است که در زمین نشانه هایی است که ما به عظمت خلقتش پی ببریم.

در میان طبیعت دست نخورده و جنگل هایی که انسان ها کمتر حریم آن را شکسته است ، گیاهان و گل هایی وجود دارند که به حیوانات ، حشرات ، چرندگان و حتی انسان شباهت دارند.

با هم این شگفتی های خلفت  و تصاویر تحسین برانگیزی که رازهای نهفته  در آن است را تماشا کنیم…

گل میمونی از خانواده ارکیده

 
 
 

گل شب پره یا گل پرنده ای از خانواده ارکیده

گل شب پره یا گل پرنده ای ازخانواده ارکیده
 
گل شب پره یا گل پرنده ای ازخانواده ارکیده
گل مرد دم دار ازخانواده ارکیده

گل مرد دم دار از خانواده ارکیده
 
گل مرد دم دار از خانواده ارکیده
 

گل لب از خانواده ایلاتا

گل لب از خانواده ایلاتا
 

گل رقص دختران از خانواده امپاتیانس

گل رقص دختران از خانواده امپاتیانس
 

گل زنبور خندان از خانواده ارکیده

گل زنبور خندان از خانواده ارکیده
 
گل زنبور خندان از خانواده ارکیده
 
گل زنبور خندان از خانواده ارکیده
 

گل نوزاد از خانواده آنجل

گل نوزاد از خانواده آنجل
 

گل طوطی  از خانواده امپاتیانس

گل طوطی از خانواده امپاتیانس
 
گل طوطی از خانواده امپاتیانس
 
گل طوطی از خانواده امپاتیانس
 

گل جمجمه از خانواده آنترهینیوم

گل جمجمه از خانواده آنترهینیوم
 

گل پرواز اردک از خاتواده ارکیده

گل پرواز اردک از خاتواده ارکیده
 
گل پرواز اردک از خاتواده ارکیده
 

گل ببری از خاتواده ارکیده

گل ببری از خاتواده ارکیده
 

 گل بیگانه مبارک از خانواده کالکولاریا

 گل بیگانه مبارک از خانواده کالکولاریا
 
 گل بیگانه مبارک از خانواده کالکولاریا
 

گل فرشته از خاتواده ارکیده

گل فرشته از خاتواده ارکیده
 
گل فرشته از خاتواده ارکیده
 

گل کبوتر یا روح مقدس از خاتواده ارکیده

گل کبوتر یا روح مقدس از خاتواده ارکیده
 
گل کبوتر یا روح مقدس از خاتواده ارکیده
 
گل کبوتر یا روح مقدس از خاتواده ارکیده
 

گل رقص

گل رقص
 

 گل مرغ بهشتی از خانواده هابیناریا

 گل مرغ بهشتی از خانواده هابیناریا
 
 گل مرغ بهشتی از خانواده هابیناریا
 
 گل مرغ بهشتی از خانواده هابیناریا
 

گل میمون نما

گل میمون نما
 
گل میمون نما
 
گل میمون نما
 
 

[ شنبه ٢ اسفند ۱۳٩۳ ] [ ٩:٢۳ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

دکتر هلاکویی:

 هرگز هرگز هرگز هیچ مردی، هیچ زنی را و هیچ زنی، هیچ مردی را نه عوض کرده و نه درست کرده است .... این تحفه ای که شما می بینید ده بیست درصد بدتر می شود که بهتر نمی شود ..... بنابراین اگر با ده بیست درصد خرابتر شدن، می توانید او را بپذیرید، مبارکتان باشد ..... اگه نه بروید دنبال کارتان و رهایش کنید.....

قوی کسی است که،
نه منتظر میماند کسی خوشبختش کند،
 و نه اجازه میدهد کسی بدبختش کند!!
هر گاه زندگی را جهنم دیدی،
سعی کن پخته از آن بیرون آیی...
سوختن را همه بلدند!!
زندگی هیچ نمیگوید، نشانت میدهد!!
با زندگی قهر نکن... دنیا منت هیچکس را نمیکشد...
با خود عهد بستم که به چشمانم بیاموزم،
فقط زیبائی های زندگی ارزش دیدن دارد،
و با خود تکرار می کنم که یادم باشد،
هر آن ممکن است شبی فرا رسد،
و آنچنان آرام گیرم که دیدار صبحی دیگر برایم ممکن نگردد،
پس هرگز به امید فردا "محبت هایم را ذخیره نکنم" و بهم بگیم دوستتان دارم ابراز محبت امروز را به فردا نیاندازید شاید فردایی نباشد.


[ سه‌شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۳ ] [ ٩:٠۸ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

اگر میخواهید کسی به حرفتان توجه کند با این جمله شروع کنید :
“نمی‌دونم اینو بهت بگم یا نه …”
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رمز اعتماد به نفس داشتن این است که وقتی به جایی وارد میشوید
تصور کنید آنجا همه، شما را دوست دارند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خوردن انگور، به دلیل داشتن پتاسیم بالا، می تواند از اختلالات ذهنی و افسردگی پیشگیری کند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگر هنگام معارفه، نام کسی را که تازه با او آشنا شده اید به کار ببرید
در او حس دوستی و اعتماد ایجاد میشود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برای پایین آوردن سریع قند خون
برگ درخت زیتون دم کنید و کمی بنوشید
معجزه اش را تجربه خواهید کرد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگر هربار موقع خوردن همبرگر از بازشدن و ریختن آن شکایت دارید
این بار همبرگرتان را پشت و رو بخورید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در رستوران بعد از سفارش غذا دستان خود را بشویید
منوی غذا معمولا یکی از آلوده ترین چیز هایی ست که آن را لمس می کنید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نام حافظه ی فلشتان را به شماره تلفن خودتان تغییر دهید تا در صورت گم شدن
یابنده راحت تر به شما دسترسی داشته باشد.

ادامه مطلب

[ جمعه ٢٤ بهمن ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

قدیما شبا تو بالا پشت بوم میخوابیدیم و ستاره ها رو می شمردیم و دلمون به وسعت یه آسمون بود.
این روزها چشم میندازیم به سقف محقر اطاقمون و گرفتاریامونو می شمریم!

قدیما یه تلویزیون سیاه و سفید داشتیم و یه دنیای رنگی،
این روزا تلویزیونای رنگی و سه بعدی و یه دنیای خاکستری!

قدیما اگه نون و تخم مرغ تموم میشد راحت می پریدیم و زنگ همسایه رو هر ساعتی از شبانه روز می زدیم و کلی باهاش می خندیدیم
این روز ها اگه همزمان در واحد اونا باز شه بر میگردیم تا که مجبور نشیم باهاش سلام علیک کنیم!

قدیما از هر فرصتی استفاده می کردیم که با دوستا و فامیل ارتباط داشته باشیم چه با نامه چه کارت و چه حضوری.
این روزها با "بهترین دستگاه های رسانه ای" هم ارتباط با هم نداریم!

قدیما تو یه محله جدید هم که می رفتیم با دقت و اشتیاق به همه جا نگاه می کردیم.
این روزها دنیا را از پشت دوربینای عکاسی و فیلمبرداری می بینیم!

قدیما یه پنجشنبه جمعه بود و یه خونه پدر بزرگه با فکافامیل این روزا پر از تعطیلی ولی کو پدربزرگه؟؟ کو اون فامیل کو اون خونه؟؟؟

قدیما تو قدیما موند...


[ سه‌شنبه ٧ بهمن ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ ] [ آرش ]

انبر یخ دستکش پوش

ملاقه‌ی سوپ به شکل هیولای دریاچه لُخ‌نِس

وردنه‌ی کنده‌کاری شده

درپوش‌های بخار سیلیکونی در اشکال مختلف

ادامه مطلب

[ یکشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۳ ] [ ۸:۳٠ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

در زمان رضا شاه به دلیل کمبود اسلحه، بعضی از پاسبان هایی که گشت می دادند فقط غلاف خالی اسلحه، یعنی همان جلدی که اسلحه در آن قرار میگیرد را روی کمرشان می بستند و در واقع اسلحه ای در کار نبود. دزدها و شبگردها وقتی متوجه این قضیه شدند برای اینکه همدیگر را مطلع کنند به هم می گفتند که طرف "خالی بسته" و منظورشان این بود که فلان پاسبان اسلحه ندارد و غلاف خالی اسلحه را دور کمرش بسته به این معنی که در واقع برای ترساندن ما بلوف می زند که اسلحه دارد و روی همین اصل بود که واژه "خالی بندی" رواج پیدا کرد

تاریخچه قمپوز در کردن !
قمپوز د ر اصل (قپوز)نام توپی است که عثمانی ها در سلسله جنگ هایی که با ایران داشته اند مورد استفاده قرار می دادند. این توپ اثر تخریبی نداشت چرا که در آن از گلوله استفاده نمی شد و فقط از باروت و پارچه های کهنه که با فشار درون لوله توپ جای می دادند تشکیل شده بود. هدف از استفاده آن ایجاد رعب و وحشت در بین سپاهیان و ستوران بوده است. در جنگ های اولیه بین ایران و عثمانی این توپ نقش اساسی در تضعیف روحیه ی سربازان ایرانی داشت ولی بعد ها که دست آنها رو شد دیگر فاقد اثر اولیه بود و هر گاه صدای دلخراش این توپ به صدا در می آمد سپاهیان می گفتند :نترسید ، قمپز در کردند .

خواب زن چپه!!!
یعنی چی؟
خانومها بخوانید و منتشر کنید
"خواب زن چپه" عبارتی که به توهین و تمسخر در مورد زنان بکار میرود و اسباب تحقیر بانوان است!
اما بدانیم این عبارت تحریفیه از واقعیتِ "خواب ظن چپه".

"ظن" یعنی توهم، گمان بردن و شک کردن و "خواب ظن" هم خوابیه که برمبنای توهم و شک و گمان شکل گرفته، در واقع وقتی چیزی ذهن مارو بخودش مشغول کرده باشه، وقتی در طول روز با موضوعی زیاد سر و کار داشته باشیم، وقتی موضوع حل نشده ای داشته باشیم یا مواردی شبیه به این، همه ی اینها در ناخودآگاه ما بخشی رو به خودش اختصاص میده که تو خواب و رویاهای ما خودش رو نشون می ده و به این خواب ها " خواب ظن" می گن که معمولا بی اعتباره و قابل اعتماد نیست.

هرچند شاید خیلیها این رو بدونن اما هستن افرادی که هنوز بعد از این که زنی خوابی رو تعریف میکنه از جمله ی خواب زن چپه استفاده میکنن، واقعیت اینه که مردم عامی بدون آگاهی از نگارش ظن (به اشتباه زن) و جهل از معنی و واقعیت اون، این جمله رو تکرار میکنن!
"کج دار و مریض یا کج دار ومریز"

اصطلاح کج دار و مریز یا به صورتی که بیشتر مردم فهم می کنند و می نویسند «کج دار و مریض» از جمله اصطلاحاتی است که توسط مردم به اشتباه به کار می رود. مردم آن رابا مریضی مرتبط می دانند. این اصطلاح در اصل کج دار و مریز است. به معنای اینکه ظرف را کج نگه دار و در عین حال مواظب باش که نریزد و نسبتی با مریضی ندارد.

در زمان قاجار که زن هاحق رفتن به مدرسه رو نداشتن اولین مردمانی که به دختر هاشون اجازه درس خواندن دادند رشتی ها بودنند، وقتی این خبر به شهر های دیگه رسید، مردمانش میگفتند رشتی ها چقدر بیغیرت هستند که دخترانشون رو به مدرسه میفرستن!! و این تا الان هنوز مونده! در حالی که در زمان حمله خلفای ناحق اعراب به ایران همه جای ایران بزرگ ( ایران، پاکستان، افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، آذربایجان، ارمنستان و عراق امروزی) زیر سلطه اعراب رفت غیر از گیلان!
آذرآبادگان شد آذربایجان،
پارس شد فارس،
سپاهان شد اصفهان . . .
اما غیرت گیلک ها نذاشت گیلان رو جیلان کنند

چرا ترک خر شد ؟!!!!
بعد از به توپ بستن مجلس توسط محمد علی شاه تبریزیها شورش کردند و بر علیه استبداد و شاه مستکبر قیام کردند. شهر توسط شاه و استعمار انگلیس محاصره شد ۶ماه تمام شهر در محاصره بود. قحطی و کمبود غذا بیداد کرد. اما مردم تسلیم نشدند . پیغام مردم شهر به محاصره کنندگان این بود. غذا تمام شده عیب ندارد یونجه میخوریم. یونجه هم تمام شود برگ درخت میخوریم ولی تسلیم نمیشویم. همه جاپیچید که ترکها خرشدند.
افسوس که ما هم دامن زدیم

یه چیزجالب!!!!!
در دوران هخامنشیان سال کبیسه وجود نداشت همیشه اسفند ماه 29 روز بوده،در تقویم آن زمان هر چهار سال یک روز ذخیره میشد و طی 120سال یک ماه ذخیره داشتند که آن سال را بجای 12ماه،13 ماه اعلام میکردند،در ماه سیزدهم هیچکس کار نمیکرد همه با خرج حکومت جشن میگرفتند بنابراین مردم در حق هم دعا میکردند که 120سال عمر کنند تا حداقل یک جشن یک ماهه را ببینند. !!!
(فلسفه ى ایشالله 120 ساله شوی)


[ یکشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۳ ] [ ۸:۳٠ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

راهنمای انتخاب شغل برای دانش آموزان و فارغ التحصیلان


[ سه‌شنبه ۳٠ دی ۱۳٩۳ ] [ ۸:٥۸ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

آزمون زیر از چهار سؤال تشکیل شده که میزان مدیریت یک فرد را نشان می دهد. سؤال‌ها مشکل نیستند. در مورد هر سؤال اول سعی کنید خودتان پاسخ بدهید و بعد پاسخ را بخوانید تا ببینید درست جواب داده‌اید یا خیر.


.
.
.
.


1-از شما خواسته شده یک زرافه را در یخچال قرار دهید. چطور این کار را انجام می‌دهید؟


.
.
.
.

پاسخ: درب یخچال را باز می‌کنیم. زرافه را داخل یخچال می‌گذاریم و سپس درب آن را می‌بندیم. هدف از این سؤال این است که مشخص شود آیا شما از آن دسته افرادی هستید که تمایل دارند مسائل ساده را خیلی پیچیده ببینند یا خیر!

2-حال از شما خواسته شده یک فیل را در یخچال قرار دهید. چه می‌کنید؟


.
.
.
.

پاسخ: آیا پاسخ شما این است که درب یخچال را باز می‌کنیم و فیل را در یخچال می‌گذاریم و درب آن را می‌بندیم؟
نه! این درست نیست! پاسخ صحیح این است که درب یخچال را باز می‌کنیم. زرافه را از یخچال خارج می‌کنیم. فیل را در یخچال می‌گذاریم و درب آن را می‌بندیم. این سؤال برای این است که مشخص شود آیا شما به نتایج کار های قبلی خود و تأثیر آن برتصمیم گیری‌های بعدی‌تان فکر می‌کنید یا خیر.

3-شیرشاه یک کنفرانس برای حیوانات جنگل ترتیب داده است که به جز یک حیوان، همگی حیوانات در آن حضور دارند. آن یک حیوان غایب کیست؟


.
.
.
.

پاسخ:‌ یادتان رفته که فیل الان در یخچال است؟
پس حیوان غایب این جلسه باید فیل باشد! هدف از این سؤال این است که حافظه شما در به خاطر سپردن اطلاعات سنجیده شود. اگر تا این جا به سؤالات پاسخ درست نداده‌اید نگران نباشید، هنوز یک سؤال دیگر مانده است.

 4-باید از یک رودخانه عبور کنید که محل سکونت کروکودیل هاست. شما قایق ندارید. چه می‌کنید؟

.
.
.
.

پاسخ: خیلی ساده است! به داخل رودخانه پریده و با شنا کردن از آن عبور می کنید. کروکودیل‌ها؟
آنها الان در جلسه‌ای هستند که شیرشاه ترتیب داده! هدف از این سؤال این است که مشخص شود آیا از اشتباه‌های قبلی خود درس می‌گیرید که دوباره آن ها را تکرار نکنید یا خیر.


[ دوشنبه ٢٩ دی ۱۳٩۳ ] [ ٩:۱۸ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

عمیقاً باور دارم که فقط یک بار در زندگی روی می‌دهد.
کسی را پیدا می‌کنی که دنیا را برایت کاملاً دگرگون می‌کند.
چیزهایی را به او می‌گویی که به هیچکس نگفته‌ای و او هم همه آنها را می‌فهمد و هر لحظه احساس می‌کنی که منتظر است تا بیشتر بفهمد و بشنود.
آرزوهایی را که باور داری برآورده می‌شوند به او می‌گویی.
همچنین آرزوهایی که هرگز برآورده نشدند.
همچنین داستان همه شکست‌هایی را که زندگی به تو هدیه کرد.
هر چه روی می‌دهد، بیصبرانه در انتظاری تا او را بیابی و برایش بگویی
و می‌دانی که به اندازه‌ی تو هیجان زده می‌شود، حتی اگر قبلاً هزار بار، همان ماجرا را برایش گفته باشی.
بدون اینکه دلیل خنده‌ات را بپرسد، می‌تواند با تو بخندد و خوشحالی کند.
بدون اینکه دلیل گریه ات را بپرسد، می‌تواند با تو گریه کند و غم آلوده شود.
هرگز به تو احساس بد بودن یا کم بودن نمی‌دهد. حس می‌کنی که برایش کافی هستی.
چیزهای زیبایی را در تو پیدا می‌کند که قبلاً هرگز ندیده ای و مهربانی‌هایی که قبلاً هرگز نکرده‌ای.
در کنارش هرگز حسادت و رقابت را تجربه نمی‌کنی. وقتی کنار توست،‌ تنها چیزی که حس می‌کنی آرامش است.
تو را به خاطر خودت دوست دارد به این معنی که در مقابلش، مجبور نیستی که وانمود کنی فرد دیگری هستی.
تمام آن چیزهایی که برای دیگران بی معنی است، برای تو معنا پیدا می‌کند.
تکه کاغذی حتی بدون نوشته، پیاده روی حتی بدون مقصد و نتیجه و موسیقی حتی بدون آنکه واژه ای از آن را بفهمی!
خاطرات کودکانه دوباره برایت زنده می‌شوند. شفاف و روشن. درست مثل همان روزهای کودکی.
رنگ‌ها روشن‌تر می‌شوند و جذاب‌تر.
خنده دوباره سهم خود را در زندگی‌ات باز می‌یابد. جوری که گاه فکر می‌کنی قبلاً هرگز چنین نخندیده بودی.
وقتی هست، مجبور نیستی حرف بزنی و سکوت را بشکنی. همین که هست کافی است.
چیزهایی که برایت هرگز جذاب نبود، جذاب می‌شود. چون می‌دانی که برای او جذاب است.
و چیزهایی که اولویت تو بود، ناخواسته فراموش می‌شود. چون می‌دانی اولویت او نیست.
هر جا می‌روی یاد او می‌افتی و هر چه می‌شنوی او را تداعی می‌کند.
به خود می‌گویی که اگر او اینجا بود چه می‌کرد و چه می‌گفت.
حتی چیزهای بی ربط هم او را تداعی می‌کند. مثل آسمانی که زیبا نیست. یا ابری که هیچ ویژگی خاصی ندارد. یا نسیمی چنان آرام که از نوازش موهایت هم ناتوان است.
قلبت را به دستش می‌سپاری با آنکه می‌دانی فرصتی برای شکستن قلبت ایجاد کرده ای و می‌دانی که تنها اعتماد مطلق و حتی آسیب پذیر شدن، لذت مطلق را به ارمغان می‌آورد.
امنیت برایت معنای جدیدی می‌یابد: اینکه او بخشی از دنیای توست و برای همیشه، بخشی از دنیای تو خواهد ماند.
باب مارلی


[ شنبه ٢٧ دی ۱۳٩۳ ] [ ٢:٥٥ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ، ﺩﺭ ﻫﺮ ﮐﺲ، ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺷﻪ...!
ﯾﮑﯽ، ﺩﯾﮕﻪ ﺷﯿﮏ، ﻧﻤﯽ ﭘﻮﺷﻪ..
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ، ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ..
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﻤﯿﺪﻩ..
یکی دیگه به خودش نمیرسه...
ﯾﮑﯽ مدام ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺪﻩ..
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵ، عکس ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﯼ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻩ...!
یکی محبت نمی کنه ...!
یکی دیگه محبت نمیپذیره ...!
و.... یکی دیگه وبلاگش رو به روز نمی کنه!
اینگونه است ک ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻣﻬﺎ در ٣٠ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻧﺪ و ﺩﺭ ٨٠ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺩﻓﻦ میشوند...!

پائولو کوئیلو


[ جمعه ۱٢ دی ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ ] [ آرش ]
← صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

طرفداران
امکانات وب
یادگاری از یک دوست

===ஜ۩۞۩ஜ===
اسمش را میگذاریم؛ دوست مجازی
اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته ...
خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند ...
وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد
وقت میگذارد برایم، وقت میگذارم برایش ...
نگرانش میشوم دلتنگش میشوم ...
وقتی در صحبت هایم، به عنوانِ دوست
یاد میشود مطمئن میشوم که
حقیقی ست ...
هرچند کنار هم نباشیم
هرچند صدای هم راهم نشنیده باشیم،
من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم
هرکجا که باشد
پس دوست من در دنیای مجازی دوستت دارم

وقتی کسی چیزی با ارزش را با شما شریک می شود واز آن نفع می برید، وظیفه اخلاقی دارید که آن را با دیگران نیز شریک شوید.

free counters