بیایید آنقدر از خوبی ها بگوییم تا... جایی برای بدی نماند. 
لینک دوستان

پروردگارا درروزهای پایانی سال و همچنین در سال جدید

به خواب عزیزانمان: آرامش

به بیداریشان:آسایش

به زندگیشان:عافیت

به عشقشان:ثبات

به مهرشان :وفا

به عمرشان:عزت

به رزقشان:برکت

و به وجودشان: صحت

 عطا بفرما


[ پنجشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٧:٠٠ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

 ابتدا از روی تاریخ تولد خودتون که پائین درج شده رنگ تاریخ مربوطه را مشخص کرده سپس طالع رنگ مورد نظر را بخوانید .

در صورتیکه تاریخ تولد شما در:

اول فروردین ماه باشد سیاه هستید.

بین دوم فروردین تا 11 فروردین باشد ارغوانی هستید

بین 12 تا 21 فروردین باشد. شما سرمه ای است

بین 22 فروردین تا 31 فروردین باشد نقره ای هستید.

بین یکم اردیبهشت تا 10 اردیبهشت باشد سفید هستید.

بین 11 اردیبهشت تا 24 اردیبهشت باشد شما آبی هستید.

بین 25 اردیبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائی رنگ هستید.

بین 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شیری رنگ هستید.

بین 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاکستری هستید.

بین 24 خرداد تا دوم تیر ماه باشد شما رنگ خرمائی هستید.

سوم تیر ماه باشد رنگ شما خاکستری است.

بین 4 تیر ماه تا 13 تیر ماه باشد شما قرمز هستید.

بین 14 تیر ماه تا 23 تیر ماه باشد شما نارنجی هستید.

بین 24 تیر ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستید.

بین 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتی هستید.

بین 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبی هستید.

بین 23 مرداد تا یکم شهریور باشد شما سبز هستید.

بین 2 شهریور تا 11 شهریور باشد شما قهوه ای هستید.

بین 12 شهریور تا 21 شهریور باشد شما کبود رنگ هستید.

بین 22 شهریور تا 31 شهریور باشد شما لیموئی هستید.

متولدین یکم مهر ماه زیتونی هستند.

بین 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغوانی هستید.

بین 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه ای دارید.

بین 22 مهر ماه تا یکم آبان ماه شما نقره ای هستید.

بین 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفید هستید.

بین 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائی است.

بین یکم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شیری رنگ هستید.

بین 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاکستری هستید.

بین 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائی رنگ هستید.

متولدین اول دیماه نیلی رنگ هستند.

بین دوم دی ماه تا 11 دی ماه باشد رنگ شما قرمز است.

بین 12 دی ماه تا21 دی ماه باشد شما نارنجی هستید.

بین 22 دی ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستید.

بین 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتی هستید.

بین 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبی هستید.

بین 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستید.

بین 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه ای هستید.

بین 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما کبودی رنگ هستید.

بین 21 اسفند تا 29 اسفند باشد لیمویی هستید.

ادامه مطلب

[ یکشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٩:٥٩ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

در فکر بودم

 یکی در باغ خود رفت، دزدی را پشتواره پیاز در بسته دید. گفت: در این باغ چه کار داری؟ گفت: بر راه می‌گذشتم ناگاه باد مرا در باغ انداخت. گفت: چرا پیاز برکندی؟ گفت: باد مرا می‌ربود، دست در بند پیاز می‌زدم، از زمین برمی‌آمد. گفت: این هم قبول، ولی چه کسی جمع کرد و پشتواره بست؟ گفت: والله من نیز در این فکر بودم که آمدی.

تازه‌آمده‌ام

 شخصی در خانه ی مردی خواست نماز بخواند. پرسید که قبله کدام طرف است؟ مرد گفت: من هنوز دو سال است که در این خانه ام. کجا دانم که قبله چون است.

دلیل شکر

 مردی خر گم کرده بود. گرد شهر می‌گشت و شکر می‌گفت: گفتند : چرا شکر می‌کنی؟ گفت: از بهر آن که من بر خر ننشسته بودم و گر نه من نیز امروز چهار روز بودی که گم شده بودمی.


[ یکشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٩:٥٩ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

اوایل دهه شصت نوجوانی بیش نبودم، اما خوب به خاطردارم آن روزهایی را که تنها شامپوی موجود، شامپوی خمره ایی زرد رنگ داروگر بود. تازه آن را هم باید از مسجد محل تهیه می کردیم و اگر شانس یارمان بود و از همان شامپو ها یک عدد صورتی رنگش که رایحه سیب داشت گیرمان می آمد حسابی کیف می کردیم. سس مایونز کالایی لوکس به حساب می آمد و ویفر شکلاتی یام یام تنها دلخوشی کودکی بود. صف های طولانی در نیمه شب سرد زمستان برای 20 لیتر نفت، بگو مگو ها سر کپسول گاز که با کامیون در محله ها توزیع می شد، خالی کردن گازوئیل با ترس و لرز در نیمه های شب. روغن، برنج و پودر لباسشویی جیره بندی بود، نبود پتو در بازار خانواده تازه عروسان را برای تهیه جهیزیه به دردسر می انداخت و پوشیدن کفش آدیداس یک رویا بود. همه اینها بود،
بمب هم بود و موشک و شهید و ... اما کسی از قحطی صحبت نمی کرد! یادم هست با تمام فشارها وقتی وانت ارتشی برای جمع آوری کمک های مردمی وارد کوچه می شد بسته های مواد غذایی، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازیر بود. همسایه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهربانی بود، خب درد هم بود. امروز اما فروشگاه های مملو از اجناس لوکس خارجی در هر محله و گوشه کناری به چشم می خورند وهرچه بخواهید و نخواهید در آنها هست. از انواع شکلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوی خارجی، لباس و لوازم آرایش تا موبایل و تبلت، داروهای لاغری تا صندلی های ماساژور، نوشابه انرژی زا تا بستنی با روکش طلا، رینگ اسپرت تا... و حال با تن های فربه، تکیه زده بر صندلی ها نرم اتومبیل های گرانقیمت از شنیدن کلمه قحطی به لرزه افتاده به سوی بازارها هجوم می بریم. مبادا تی شرت بنتون گیرمان نیاید! مبادا زیتون مدیترانه ایی نایاب شود! اشتهایمان برای مصرف، تجمل، پز دادن و له کردن دیگران سیری ناپذیر شده است. ورشکسته شدن انتشارت، بی سوادی دانش آموز ها و دانشجوهامان، بی سوادی استادها، عقب افتادگی در علم و فرهنگ و هنر، تعطیلی مراکز ادبی فرهنگی و هنری و ... برایمان مهم نیست ولی از گران شدن ادکلن مورد علاقم مان سخت نگرانیم! ... می شود کتابها نوشت... خلاصه اینکه این روزها لبخند جایش را به پرخاش داده و مهربانی به خشم. هرکس تنها به فکر خویش است به فکر تن خویش! قحطی امروز قحطی انسانیت است قحطی همدلی قحطی عشق !
فرهنگ و انسانیت مان چه شد !!! چرا من اینگونه شدم؟؟؟؟؟

--
خوشبختی ما در سه جمله است: تجربه از دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا
ولی ما با سه جمله دیگر زندگی مان را تباه می کنیم: حسرت دیروز، اتلاف امروز، ترس از فردا


[ شنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٧:٠٧ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

 

راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست

آن جا جز آن که جان بسپارند چاره نیست

هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود

در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست


[ پنجشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٥:٥٩ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

پرسیدم.....  
چطور ، بهتر زندگی کنم ؟
با کمی مکث جواب داد :
گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،
با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،
و بدون ترس برای آینده آماده شو .
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .
شک هایت را باور نکن ،
وهیچگاه به باورهایت شک نکن .
زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیکه بدانی چطور زندگی کنی .
پرسیدم ،
آخر .... ،
و او بدون اینکه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :
مهم این نیست که قشنگ باشی ... ،
قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر .
کوچک باش و عاشق ... که عشق ، خود میداند آئین بزرگ کردنت را ..
بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی .
موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن ..
داشتم به سخنانش فکر میکردم که نفسی تازه کرد وادامه داد ...  
هر روز صبح در آفریقا ، آهویی از خواب بیدار میشود و برای زندگی کردن و امرار معاش در صحرا میچراید ،
آهو میداند که باید از شیر سریعتر بدود ، در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد ،
شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد ، که میداند باید از آهو سریعتر بدود ، تا گرسنه نماند ..
مهم این نیست که تو شیر باشی یا آهو ... ،
مهم اینست که با طلوع آفتاب از خواب بر خیزی و برای زندگیت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن کنی ..
به خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود ولی میخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ،
که چین از چروک پیشانیش باز کرد و با نگاهی به من اضافه کرد :
زلال باش .... ،‌ زلال باش .... ،
فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی ، یا دریای بیکران ،
زلال که باشی ، آسمان در تو پیداست
دو چیز را همیشه فراموش کن:
خوبی که به کسی می کنی
بدی که کسی به تو می کند
همیشه به یاد داشته باش:
در مجلسی وارد شدی زبانت را نگه دار
در سفره ای نشستی شکمت را نگه دار
در خانه ای وارد شدی چشمانت را نگه دار
در نماز ایستادی دلت را نگه دار
دنیا دو روز است:
یک با تو و یک روز علیه تو
روزی که با توست مغرور مشو و روزی که علیه توست مایوس نشو. چرا که هر دو پایان پذیرند.
به چشمانت بیاموز که هر کسی ارزش نگاه ندارد
به دستانت بیاموز که هر گلی ارزش چیدن ندارد
به دلت بیاموز که هر عشقی ارزش پرورش ندارد
دو چیز را از هم جدا کن:
عشق و هوس
چون اولی مقدس است و دومی شیطانی، اولی تو را به پاکی می برد و دومی به پلیدی.
در دنیا فقط 3 نفر هستند که بدون هیچ چشمداشت و منتی و فقط به خاطر خودت خواسته هایت را بر طرف میکنند، پدر و مادرت و نفر سومی که خودت پیدایش میکنی، مواظب باش که از دستش ندهی و بدان که تو هم برای او نفر سوم خواهی بود.
چشم و زبان ، دو سلاح بزرگ در نزد تواند، چگونه از آنها استفاده میکنی؟ مانند تیری زهرآلود یا آفتابی جهانتاب، زندگی گیر یا زندگی بخش؟
بدان که قلبت کوچک است پس نمیتوانی تقسیمش کنی، هرگاه خواستی آنرا ببخشی با تمام وجودت ببخش که کوچکیش جبران شود.
هیچگاه عشق را با محبت، دلسوزی، ترحم و دوست داشتن یکی ندان، همه اینها اجزاء کوچکتر عشق هستند نه خود عشق.
همیشه با خدا درد دل کن نه با خلق خدا و فقط به او توکل کن، آنگاه می بینی که چگونه قبل از اینکه خودت دست به کار شوی ، کارها به خوبی پیش می روند.
از خدا خواستن عزت است، اگر برآورده شود رحمت است و اگر نشود حکمت است.
از خلق خدا خواستن خفت است، اگر برآورده شود منت است اگر نشود ذلت است


[ چهارشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده . شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد، برای همین، تمام روز اور ا زیر نظر گرفت.
متوجه شد که همسایه اش در دزدی مهارت دارد، مثل یک دزد راه می رود، مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند، 
پچ پچ می کند، آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد، لباسش را عوض کند، نزد قاضی برود.
اما همین که وارد خانه شد، تبرش را پیدا کرد. زنش آن را جابه جا کرده بود. مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت و دریافت که اومثل یک آدم شریف راه می رود، حرف می زند، و رفتار می کند.


 کتاب پدران، فرزندان، نوه ها اثر پائولو کوئلیو


 


[ چهارشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٧:۱۸ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

وقتی تنهاییم، دنبال دوست می گردیم
پیدایش که کردیم، دنبال عیب هایش می گردیم
وقتی که از دست دادیمش، دنبال خاطراتش می گردیم

و همچنان تنها می مانیم

هیچ چیز آسان تر از قلب نمی شکند
 
ژان پل سارتر
 
 


[ دوشنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٢:۳٩ ‎ق.ظ ] [ آرش ]


[ دوشنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٢:٠٧ ‎ق.ظ ] [ آرش ]

مردی مقابل گل فروشی ایستاد. او می‌خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود. وقتی از گل فروشی خارج شد٬ دختری را دید که در کنار در نشسته بود و گریه می‌کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید : دختر خوب چرا گریه می‌کنی؟ دختر گفت: می‌خواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است. مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا٬ من برای تو یک دسته گل خیلی قشنگ می‌خرم تا آن را به مادرت بدهی. وقتی از گل فروشی خارج می‌شدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضایت بر لب داشت. مرد به دختر گفت: می‌خواهی تو را برسانم؟ دختر گفت: نه، تا قبر مادرم راهی نیست. مرد دیگرنمی‌توانست چیزی بگوید٬ بغض گلویش را گرفت و دلش شکست. طاقت نیاورد٬ به گل فروشی برگشت٬ دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کیلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هدیه بدهد.

 شکسپیر می‌گوید: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می‌آوری، شاخه ای از آن را همین امروز بیاور.


[ یکشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱:٥٥ ‎ب.ظ ] [ آرش ]
دستور العمل

فقط دکمه  جهتی پائین رو نگه دارید

از موس استفاده نکنید

 



            hi friends
            hi friends
            hi friends
            hi friends
            hi friends
            hi friends
            hi friends
            hi friends
               hi friends
                 hi friends
                   hi friends
                     hi friends
                      hi friends
                      hi friends
                     hi friends
                    hi friends
                  hi friends
                 hi friends
               hi friends
             hi friends
             hi friends
              hi friends
               hi friends
                 hi friends
                   hi friends
                     hi friends
                      hi friends
                      hi friends
                     hi friends
                    hi friends
                  hi friends
                 hi friends
               hi friends
              hi friends
              hi friends
               hi friends
                 hi friends
                   hi friends
                     hi friends
                      hi friends
                      hi friends
                     hi friends
                    hi friends
                  hi friends
                 hi friends
               hi friends
             hi friends
             hi friends
              hi friends
               hi friends
                 hi friends
                   hi friends
                     hi friends
                      hi friends
                      hi friends
                     hi friends
                    hi friends
                  hi friends
                 hi friends
               hi friends
              hi friends
             hi friends
           hi friends
            hi friends
            hi friends
            hi friends
            hi friends
            hi friend s
            hi friend  s
            hi friend   s
            hi friend    s
            hi frien d    s
            hi frien  d    s
            hi frien   d    s
            hi frien    d    s
            hi frie n    d    s
            hi frie  n    d    s
            hi frie   n    d    s
            hi frie    n    d    s
            hi fri e    n    d    s
            hi fri  e    n    d    s
            hi fri   e    n    d    s
            hi fri    e    n    d    s
            hi fr i    e    n    d    s
            hi fr  i    e    n    d    s
            hi fr   i    e    n    d    s
            hi fr    i    e    n    d    s
            hi f r    i    e    n    d    s
            hi f  r    i    e    n    d    s
            hi f   r    i    e    n    d    s
            hi f    r    i    e    n    d    s
            hi  f    r    i    e    n    d    s
            hi   f    r    i    e    n    d    s
            hi    f    r    i    e    n    d    s
            h i    f    r    i    e    n    d    s
            h  i    f    r    i    e    n    d    s
            h   i    f    r    i    e    n    d    s
            h    i    f    r    i    e    n    d    s
             h    i    f    r    i    e    n    d   s
              h    i    f    r    i    e    n    d  s
               h    i    f    r    i    e    n    d s
                h    i    f    r    i    e    n    ds
                 h    i    f    r    i    e    n   ds
                  h    i    f    r    i    e    n  ds
                   h    i    f    r    i    e    n ds
                    h    i    f    r    i    e    nds
                     h    i    f    r    i    e   nds
                      h    i    f    r    i    e  nds
                       h    i    f    r    i    e nds
                        h    i    f    r    i    ends
                         h    i    f    r    i   ends
                          h    i    f    r    i  ends
                           h    i    f    r    i ends
                            h    i    f    r    iends
                             h    i    f    r   iends
                              h    i    f    r  iends
                               h    i    f    r iends
                                h    i    f    riends
                                 h    i    f   riends
                                 h    i    f  riends
                                   h    i    f riends
                                    h    i    friends
                                     h    i   friends
                                      h    i  friends
                                       h    i friends
                                        h   i friends
                                         h  i friends
                                          h i friends
                                           hi friends
                                            hi friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                          hi f ri ends
                                         hi f  ri  ends
                                        hi f   ri   ends
                                       hi f    ri    ends
                                      hi f     ri     ends
                                     hi f      ri      ends
                                    hi f       ri       ends
                                   hi f        ri        ends
                                  hi f         ri         ends
                                 hi f          ri          ends
                                 hi f         ri           ends
                                 hi f        ri            ends
                                 hi f       ri             ends
                                 hi f        ri            ends
                                 hi f         ri           ends
                                 hi f          ri          ends
                                 hi f           ri         ends
                                 hi f            ri        ends
                                 hi f             ri       ends
                                 hi f            ri        ends
                                 hi f           ri         ends
                                 hi f          ri          ends
                                   hi f         ri         ends
                                   hi f        ri        ends
                                    hi f       ri       ends
                                     hi f      ri      ends
                                      hi f     ri     ends
                                       hi f    ri    ends
                                        hi f   ri   ends
                                         hi f  ri  ends
                                          hi f ri ends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                          hi friends
                                         hi friends
                                        hi friends
                                       hi friends
                                      hi friends
                                     hi friends
                                    hi friends
                                   hi friends
                                  hi friends
                                 hi friends
                                hi friends
                               hi friends
                              hi friends
                             hi friends
                            hi friends
                           hi friends
                          hi friends
                         hi friends
                        hi friends
                       hi friends
                      hi friends
                     hi friends
                    hi friends
                   hi friends
                  hi friends
                 hi friends
                hi friends
               hi friends
              hi friends
             hi friends
            hi friends
            hi friends

             hi friends
            hi friends
            hi friends
            hi friends
            hi friends
            hi friends
            hi friends
               hi friends
                 hi friends
                   hi friends
                     hi friends
                      hi friends
                      hi friends
                     hi friends
                    hi friends
                  hi friends
                 hi friends
               hi friends
             hi friends
             hi friends
              hi friends
               hi friends
                 hi friends
                   hi friends
                     hi friends
                      hi friends
                      hi friends
                     hi friends
                    hi friends
                  hi friends
                 hi friends
               hi friends
              hi friends
              hi friends
               hi friends
                 hi friends
                   hi friends
                     hi friends
                      hi friends
                      hi friends
                     hi friends
                    hi friends
                  hi friends
                 hi friends
               hi friends
             hi friends
             hi friends
              hi friends
               hi friends
                 hi friends
                   hi friends
                     hi friends
                      hi friends
                      hi friends
                     hi friends
                    hi friends
                  hi friends
                 hi friends
               hi friends
              hi friends
             hi friends
            hi friends
            hi friends
            hi friends
            hi friends
            hi friends
            hi friend s
            hi friend  s
            hi friend   s
            hi friend    s
            hi frien d    s
            hi frien  d    s
            hi frien   d    s
            hi frien    d    s
            hi frie n    d    s
            hi frie  n    d    s
            hi frie   n    d    s
            hi frie    n    d    s
            hi fri e    n    d    s
            hi fri  e    n    d    s
            hi fri   e    n    d    s
            hi fri    e    n    d    s
            hi fr i    e    n    d    s
            hi fr  i    e    n    d    s
            hi fr   i    e    n    d    s
            hi fr    i    e    n    d    s
            hi f r    i    e    n    d    s
            hi f  r    i    e    n    d    s
            hi f   r    i    e    n    d    s
            hi f    r    i    e    n    d    s
            hi  f    r    i    e    n    d    s
            hi   f    r    i    e    n    d    s
            hi    f    r    i    e    n    d    s
            h i    f    r    i    e    n    d    s
            h  i    f    r    i    e    n    d    s
            h   i    f    r    i    e    n    d    s
            h    i    f    r    i    e    n    d    s
             h    i    f    r    i    e    n    d   s
              h    i    f    r    i    e    n    d  s
               h    i    f    r    i    e    n    d s
                h    i    f    r    i    e    n    ds
                 h    i    f    r    i    e    n   ds
                  h    i    f    r    i    e    n  ds
                   h    i    f    r    i    e    n ds
                    h    i    f    r    i    e    nds
                     h    i    f    r    i    e   nds
                      h    i    f    r    i    e  nds
                       h    i    f    r    i    e nds
                        h    i    f    r    i    ends
                         h    i    f    r    i   ends
                          h    i    f    r    i  ends
                           h    i    f    r    i ends
                            h    i    f    r    iends
                             h    i    f    r   iends
                              h    i    f    r  iends
                               h    i    f    r iends
                                h    i    f    riends
                                 h    i    f   riends
                                 h    i    f  riends
                                   h    i    f riends
                                    h    i    friends
                                     h    i   friends
                                      h    i  friends
                                       h    i friends
                                        h   i friends
                                         h  i friends
                                          h i friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                            hi friends
                                           hi friends
                                          hi f ri ends
                                         hi f  ri  ends
                                        hi f   ri   ends
                                       hi f    ri    ends
                                      hi f     ri     ends
                                     hi f      ri      ends
                                    hi f       ri       ends
                                   hi f        ri        ends
                                  hi f         ri         ends
                                 hi f          ri          ends
                                 hi f         ri           ends
                                 hi f        ri            ends
                                 hi f       ri             ends
                                 hi f        ri            ends
                                 hi f         ri           ends
                                 hi f          ri          ends
                                 hi f           ri         ends
                                 hi f            ri        ends
                                 hi f             ri       ends
                                 hi f            ri        ends
                                 hi f           ri         ends
                                 hi f          ri          ends
                                  hi f         ri         ends
                                   hi f        ri        ends
                                    hi f       ri       ends
                                     hi f      ri      ends
                                      hi f     ri     ends
                                        hi f    ri    ends
                                        hi f   ri   ends
                                         hi f  ri  ends
                                          hi f ri ends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                          hi friends
                                         hi friends
                                        hi friends
                                       hi friends
                                      hi friends
                                     hi friends
                                    hi friends
                                   hi friends
                                  hi friends
                                 hi friends
                                hi friends
                               hi friends
                              hi friends
                             hi friends
                            hi friends
                           hi friends
                          hi friends
                         hi friends
                        hi friends
                       hi friends
                      hi friends
                     hi friends
                    hi friends
                   hi friends
                  hi friends
                 hi friends
                hi friends
               hi friends
              hi friends
             hi friends
            hi friends
            hi friends
            hi friends
            hi friends
            hi friends
            hi friends
            hi friends
            hi friends
            hi friends
            hi friends
            hi friends
            hi friend s
            hi friend  s
            hi friend   s
            hi friend    s
            hi frien d    s
            hi frien  d    s
            hi frien   d    s
            hi frien    d    s
            hi frie n    d    s
            hi frie  n    d    s
            hi frie   n    d    s
            hi frie    n    d    s
            hi fri e    n    d    s
            hi fri  e    n    d    s
            hi fri   e    n    d    s
            hi fri    e    n    d    s
            hi fr i    e    n    d    s
            hi fr  i    e    n    d    s
            hi fr   i    e    n    d    s
            hi fr    i    e    n    d    s
            hi f r    i    e    n    d    s
            hi f  r    i    e    n    d    s
            hi f   r    i    e    n    d    s
            hi f    r    i    e    n    d    s
            hi  f    r    i    e    n    d    s
            hi   f    r    i    e    n    d    s
            hi    f    r    i    e    n    d    s
            h i    f    r    i    e    n    d    s
            h   i    f    r    i    e    n    d    s
            h    i    f    r    i    e    n    d    s

              h    i    f    r    i    e    n    d    s
               h    i    f    r    i    e    n    d  s
               h    i    f    r    i    e    n    d s
                h    i    f    r    i    e    n    ds
                 h    i    f    r    i    e    n   ds
                  h    i    f    r    i    e    n  ds
                   h    i    f    r    i    e    n ds
                    h    i    f    r    i    e    nds
                     h    i    f    r    i    e   nds
                      h    i    f    r    i    e  nds
                       h    i    f    r    i    e nds
                        h    i    f    r    i    ends
                         h    i    f    r    i   ends
                          h    i    f    r    i  ends
                           h    i    f    r    i ends
                            h    i    f    r    iends
                             h    i    f    r   iends
                              h    i    f    r  iends
                               h    i    f    r iends
                                h    i    f    riends
                                 h    i    f   riends
                                  h    i    f  riends
                                   h    i    f riends
                                    h    i    friends
                                     h    i   friends
                                      h    i  friends
                                       h    i friends
                                        h   i friends
                                         h  i friends
                                          h i friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                           hi friends
                                           h i friend s
                                         h  i friend  s
                                        h   i friend   s
                                       h    i friend    s
                                      h    i  frien d    s
                                     h    i   frien  d    s
                                    h    i    frien   d    s
                                   h    i    f rien    d    s
                                  h    i    f  rie n    d    s
                                 h    i    f   rie  n    d    s
                                h    i    f    rie   n    d    s
                               h    i    f    r ie    n    d    s
                              h    i    f    r  i e    n    d    s
                             h    i    f    r   i  e    n    d    s
                           h    i    f    r    i     e    n    d    s
                         h    i    f    r    i       e    n    d     s
                         h   i    f    r      i       e    n    d      s
                        h    i    f     r       i       e    n    d    s
                       h    i     f     r        i       e    n    d    s
                       h    i     f     r         i      e    n    d     s
                       h    i     f     r        i       e    n    d      s
                       h    i     f     r       i        e    n    d       s
                      h    i     f     r      i         e    n    d        s

                        h   i     f     r      i          e    n    d        s
                      h    i     f     r      i         e    n    d       s
                      h    i     f     r       i        e    n    d       s
                       h    i     f     r        i       e    n    d     s
                      h    i     f     r         i      e    n    d      s


[ شنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٩:٥۸ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

حالت چشم هنگام درس دادن استاد سر کلاس : (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-)

 
وقتی استاد خبر امتحان رو میده : (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) ...
 
... موقع امتحان: (←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→)
 
وقتی استاد موقع امتحان حواسش جمع میکنه واسه مچ گیری: (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓)
 
 
وقتی که نمره ها رو میزنن : (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)‬

[ شنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٩:٢٩ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

زنگ میزنم خونه میگم مامان چندتا تخم مرغ بزار دارم میام. میگه میخوای بخوری میگم پـَـ نـَـ پـَـ روش میخوابم جوجه شه.

 گل زدم همه داریم شادی میکنیم هم تیمیم میگه گل شد؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ داریم الکی شادی میکنیم واسه تضعیف روحیه حریف.

به دختر خالم میگم اینم دماغه تو داری! تو آفسایده. میگه یعنی خیلی گندست؟ عملش کنم؟ پـَـ نـَـ پـَـ برو تو برنامه نود بروبچ عادل اینا کارشناسی کنن ببینن واقعا تو آفسایده یا نه.

رفتم ساندویچی به یارو میگم یه بندری بزن. میگه می خوای بخوری. گفتم : پـَـ نـَـ پـَـ می خوام برقصم.

گدا دستشو دراز کرده به طرف مرده... مَرده میگه: پول بدم؟ گدا می گه: پـَـ نـَـ پـَـ بزن قدش.

رفتم دکتر از منشیه می پرسم دکتر هست؟ میگه بله می خوایید برید پیششون؟ پـَـ نـَـ پـَـ اومدم ببینم اگه این وقت شب هنوز تو مطبند، تلاش شبانه روزیشون رو سرمشق زندگیم قرار بدم و برم.

دستامو بردم به سمت آسمون دارم با خدا راز و نیاز میکنم. اشک از چشمام جاری شده مامانم میگه داری با خدا حرف میزنی؟ پـَـ نـَـ پـَـ دارم با خدا نون بیار کباب ببر بازی میکنم. محکم زد اشکم در اومد.

رفتم پیش صاف کار ماشین . یه نگاه به ماشین کرد میگه تصادف کردی ؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ از جلو بندی تکراری خسته شدم گفتم برای تنوع با چکش بکوبم توش همه جاش جدید بشه.

به گوشی دوستم زنگ زدم، 100 تا زنگ خورد جواب نداد !بعد sms زد:کارم داری؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ زنگ زدم آهنگ پیشوازتو گوش بدم دلم وا شه!!

 یکی از دوستام داره از دربند به سمت تجریش میرم باکوله پشتی .طرف اونو دیده میگه:شما کوهنوردید؟! دوستم میگه پـَـ نـَـ پـَـ کارم باربریه. بار خورد سمت کوه .الانم دارم برمیگردم!

با کلی شوق و ذوق به دوستم میگم : ..دان 2 رو گرفتم.  برگشته میگه : تکواندو ؟؟ میگم : پـَـ نـَـ پـَـ دان 2 آشپزی.

رفتم مغازه یه سبد پر خرید کردم، یارو میگه : کیسه هم می خوای؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ فرقون آوردم با اون می برم.

رفتم مغازه میگم یه نوشابه بزرگ بدین.. میگه خانواده؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ مجرد باشه اهل نماز و روزه هم باشه.

داشتم تو پارکینگ نایلونای روی صندلی ماشینو میکندم همسایمون اومده میگه ماشینه نو خریدین؟ میگم: پـَـ نـَـ پـَـ لواشکه دارم نایلونشو میکنم دور هم بخوریم!

دندونم درد گرفته خفن دست گذاشتم روش با آه و ناله...رفیقم میگه دندون درد داری؟...میگم پـَـ نـَـ پـَـ فکم از جاش در اومده نگه داشتم نیفته!

با دوستم رفتیم لب زاینده رود میگه این مرغابیا پرواز کردن اومدن اینجا ؟  پـَـ نـَـ پـَـ نذر داشتن با پای پیاده اومدن اصفهان.

لب رودخونه نشستم قلابو انداختم تو آب. یکی رد می شده. می پرسه: داری ماهی می گیری؟ می گم: پـَـ نـَـ پـَـ دارم به کرمم شنا یاد می دم!


[ جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱:٤٤ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

الهی ای زبان ها از تو گویا

جهانی از فروغت گرم و پویا

به کوه و جنگل و صحرا و دریا

تویی پیداتر از پیدا خدایا

نهان از چشمی و چشم از تو بینا

فدایت ای همه پنهان و پیدا

خدای آسمان ها و زمینی

الهی تو، چه زیبا آفرینی

شکوفا از تو شد گل های رنگین

مزین از تو شد باغ و بساتین

جهان چون آبشار پر خروشی

تویی سرچشمه ی هر جنب و جوشی

جهان تنها زتو فرمان پذیرد

که نیرو دائم از فیض تو گیرد

کریمی، دستگیری، بی نیازی

رحیمی، کارسازی، دل نوازی

تویی از مهربانان مهربان تر

تویی از بهتران والا و برتر

انیس دل، صفای جان، تویی تو

کریم و غافر و رحمان، تویی تو

الهی جان به نورت زنده تر کن

زبان با یاد خود گوینده تر کن

الهی جان من آزاد گردان

دلم را با وصالت شاد گردان


[ جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ ] [ آرش ]

مرد جوان مسیحی که مربی شنا و دارنده چندین مدال المپیک بود، به خدا اعتقادی نداشت. او چیزهایی را که درباره خدا و مذهب می شنید
مسخره میکرد. شبی مرد جوان به استخر سر باز آموزشگاهش رفت.چراغ خاموش بود ولی ماه روشن بود و همین برای
شنا کافی بود. مرد جوان به بالاترین نقطه تخته شنا رفت و دستانش را باز کرد تا درون استخر شیرجه برود. ناگهان، سایه بدنش
را همچون صلیبی روی دیوار مشاهده کرد. احساس عجیبی
تمام وجودش را فرا گرفت. از پله ها پایین آمد و به سمت کلید
برق رفت و چراغ را روشن کرد. آب استخر برای تعمیر خالی شده بود.

 

 

 

 


[ پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ ] [ آرش ]

 

 

تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم
 
باز نه زخمهای من خوب میشود
 
نه زخمهای تو ...


[ پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ] [ آرش ]

 

نگرانم
نگران این قفل هستم !

نکند این "گل" ها

فریبش دهند بازش کنند!


[ چهارشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

 

ابتدا به شدت سعی داشتم تا دبیرستان را تمام کنم و دانشکده را شروع کنم، سپس به شدت سعی داشتم تا دانشگاه را تمام کرده و وارد بازار کار شوم، بعد تمام تلاشم این بود که ازدواج کنم و صاحب فرزند شوم، سپس تمام سعی و تلاشم را برای فرزندانم بکار بردم تا آنها را تا حد مناسبی پرورش دهم،  سپس می تونستم به کار برگردم، اما برای بازنشستگی تلاش کردم، اما اکنون که در حال مرگ هستم، ناگهان فهمیده ام که فراموش کرده بودم زندگی کنم
لطفا اجازه ندهید این اتفاق برای شما هم تکرار شود.
قدر دادن موقعیت فعلی خود باشید و از هر روز خود لذت ببرید.
برای به دست آوردن پول، سلامتی خود را از دست می دهیم
سپس برای بازیابی مجدد سلامتی مان پول مان را از دست می دهیم
گونه ای زندگی می کنیم که گویا هرگز نخواهیم مرد
و گونه ای می میریم که گویا هرگز زندگی نکرده ایم


[ چهارشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

در جواب گفت بله فقط یک نفر پرسیدن کی هست؟ در جواب گفت سالها پیش در فرودگاهی در نیویورک بودم قبل از پرواز چشمم به این نشریه ها و روزنامه ها افتاد از تیتر یک روزنامه خیلی خوشم اومد، دست
کردم توی جیبم که روزنامه رو بخرم دیدم که پول خورد ندارم
اومدم منصرف بشم که دیدم یک پسر بچه سیاه پوست روزنامه فروش
گفت این روزنامه مال خودت بخشیدمش به خودت بردار برای خودت

ادامه مطلب

[ چهارشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

 

کودکی که لنگه کفشش را دریا از او گرفته بود، روی ساحل نوشت، دریا دزد کفش های من.مردی که ازدریا ماهی گرفته بود، روی ماسه ها نوشت دریا سخاوتمندترین سفره ی هستی.موج آمد و جملات را با خود شست.

تنها برای من این پیام را گذاشت که:

 برداشت های دیگران در مورد خودت را، در وسعت خویش حل کن تا دریا باشی.


[ سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱:٥۱ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

* قیمت هر سکه طلا امروز دربازار با 60 میلیون تومان کاهش به یک میلیارد و چهل میلیون تومان رسید.

  * ایران خودرو: هفتادو نهمین مدل پژو با نام پژو ایکس دی؛آماده عرضه به بازار است که نسبت به مدل قبلی تحول زیادی داشته. طول آنتن آن 10 سانتی متر افزایش داشته چراغ ترمز آن هم پررنگتر شده و فقط 45 میلیون تومان گران تر است.

* ایران به دور دوم مسابقات جام جهانی راه یافت. علی دایی: هلوز قثد ندالم که از دنیای فوتبال خداحافثی کنم و شلایط خوبی بل تیم ملی حاکم اثت به قولی.

* دولت موفق شد نرخ تورم را کاهش دهد وآن را از 63% به 62.5 درصد برساند.

* یکصد و شصت وسومین قطعنامه شورای امنیت در مورد فعالیتهای هسته ای ایران به تصویب رسید. در عین حال رئیس آژانس هسته ای اعلام کرد علی رغم هشتصد و سی و دومین گزارش ایران در مورد فعالیتهای هسته ای هنوز ابهاماتی در این زمینه وجود دارد که امیدواریم به زودی بر طرف شود .

* یکی از نمایندگان مجلس خواهان کاهش سن ازدواج شد. وی گفت دولت با تدابیر صحیح واصولی سعی دارد متوسط سن ازدواج دختران را از 50 سال به 45 سال کاهش دهد. وی گفت در نظام طبیعت اصولا مرد نیز مانند زن حق مشارکت در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی را دارد.

 * قیمت هر کیلو مرغ به هفت میلیون تومان رسید. جالب است بدانید در 50 سال قبل مردم با هفت میلیون می توانستند یک اتومبیل بخرند.

*روسای جمهوری اسلامی انگلیس وجمهوری اسلامی آلمان از عمل نشدن وعدم اجرای صحیح اسلام در ایران ابراز نگرانی کردند.

* شرکت ایرباس طی شکایتی به سازمان ملل خواستار آزاد سازی هواپیماهایش از دست ایران شد و خاطر نشان کرد که این هواپیماها 70 سال پیش از رده خارج شده.


[ دوشنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

به نظرتان احساساتی هستید یا منطقی؟؟؟؟
برای فهمیدن این موضوع که واقعا احساساتی هستید یا منطقی، فقط کافیه چند
لحظه وقت بذارید .



یک تست کوتاه اما جالب:

ابتدا برای چند لحظه به کف دستتان نگاه کنید.

و پس از آن به ناخن‌های همان دستتان نگاه کنید.


.
.
.
.
.
.
.
.
.

ادامه مطلب

[ دوشنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٤:۳٤ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

می گویند شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. وقتی که زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مسأله راکه روی تخته سیاه نوشته بود یادداشت کرد و بخیال اینکه استاد آنها را بعنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آن روز وآن شب برای حل آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند، اما تمام آن هفته دست از کوشش بر نداشت . سرانجام یکی را حل کرد وبه کلاس آورد. استاد بکلی مبهوت شد ، زیرا آنها را بعنوان دونمونه از مسائل غیر قابل حل ریاضی داده بود.
اگر این دانشجو این موضوع را می دانست احتمالاً آنرا حل نمی کرد، ولی چون به خود تلقین نکرده بود که مسأله غیر قابل حل است ، بلکه برعکس فکر می کرد باید حتماً آن مسأله را حل کند سرانجام راهی برای حل مسأله یافت.

برای آنکس که ایمان دارد ناممکن وجود ندارد

چند نمونه فراموش نشدنی باعث تغییر نگرش پزشکان و روانشناسان شد.

یک زندانی که قصد فرار داشت بطور مخفیانه خود را در یکی از اتاقکهای قطار جا داده بود و بعد از حرکت فهمیده بود که در یخچال قطار قرار دارد.
زندانی مطمئن بود که در طی چندین ساعتی که در یخچال قرار دارد منجمد خواهد شد و دقیقاً اینطور هم شد.
اما بعد از رسیدن به مقصد مشاهده کردند که زندانی یخ زده در حالی که یخچال قطار خاموش بوده است و این نشان میدهد که شخص زندانی به خود تلقین کرده که منجمد خواهد شد و این تلقین برای او حکم یک تصویر ذهنی مطابق با افکار او داشته و همین باعث شده که سلولهای بدن وی واقعاً سرما را حس کرده و کم کم منجمد شود.

نمونه دیگر آزمایشی بود که به پیشنهاد یکی از روانشناسان بر روی دو تن از مجرمین محکوم به اعدام انجام شد.:

ادامه مطلب

[ یکشنبه ٩ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٢:٠۸ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

فرقی نمی‌کند که آقا هستید یا خانم؛ حتی فرقی نمی‌کند که مجرد باشید یا متاهل؛ همین الان تک تک شماها چهارتا همسر دارید. حالا سوال این است: شما کدام همسرتان را بیشتر دوست دارید؟!

ماجرای پادشاه چهار همسر ما را بخوانید بعد به سوال ما جواب دهید.

پادشاه ثروتمندی چهار همسر داشت.

 او همسر چهارم خود را بسیار دوست می‌داشت و او را با گران‌بهاترین جامه‌ها می‌آراست، با لذیذترین غذاها از او پذیرایی می‌کرد. این همسر از هر چیزی بهترین را داشت.

پادشاه، همسر سوم خود را بسیار دوست می‌داشت و او را کنار خود قرار می‌داد امّا همیشه از این بیم داشت که مبادا این همسر او را به خاطر دیگری ترک کند .

پادشاه به زن دوم هم علاقه داشت. او محرم اسرار شاه بود و همیشه با پادشاه مهربان و صبور و شکیبا بود و هرگاه پادشاه با مشکلی روبرو می‌شد به او متوسل می‌شد تا آن ‌را مرتفع نماید.

همسر اوّل پادشاه شریک بسیار وفاداری بود و در حفظ و نگهداری تاج و تخت شاه بسیار مشارکت می‌کرد. امّا پادشاه این همسر را دوست نمی‌داشت و به سختی به او توجه می‌کرد. ولی برعکس، او شاه را عمیقاً دوست داشت .

روزی از روزها شاه بیمار شد و دانست که فاصله‌ی زیادی با مرگ ندارد. بنابراین به همسر چهارم خود که خیلی مورد توجه او بود، گفت: «من تو را بسیار دوست دارم. بهترین جامه‌ها را بر تن تو پوشانده‌ام و بیشترین مراقبت‌ها را از تو به عمل آورده‌ام. اکنون که من دارم می‌میرم آیا تو مرا همراهی خواهی کرد؟» همسر چهارم گفت: «به هیچ وجه!» و بدون کلامی از آنجا دور شد. این جواب همانند شمشیر تیزی بود که بر قلب پادشاه وارد شد.

پادشاه غمگین و ناراحت، این بار از همسر سوم خود پرسید: «من در تمام عمرم تو را دوست داشته‌ام، هم اکنون که رو به احتضارم، آیا تو مرا همراهی خواهی کرد و با من خواهی آمد؟» همسر سوم گفت: «نه هرگز!، زندگی بسیار زیباست اگر تو بمیری من مجددا ازدواج خواهم کرد و از زندگی لذت می‌برم!»

پادشاه ناامید سراغ همسر دوم خود رفت و از او پرسید: «من همیشه در مشکلاتم از تو کمک جسته‌ام و تو مرا یاری کردی. من در حال مردنم آیا تو با من خواهی بود؟» همسر دوم گفت: «متأسفم. من در این مورد نمی‌توانم کمکی انجام دهم. در بهترین حالت فقط می‌توانم تو را داخل قبرت بگذارم!» این پاسخ مانند صدای غرش رعد و برقی بود که پادشاه را دگرگون کرد!

در این هنگام صدایی او را به طرف خود خواند و گفت: «من با تو خواهم بود تو را همراهی خواهم کرد! هر کجا که تو قصد رفتن نمایی!» شاه نگاهی انداخت همسر اوّل خود را دید! همسر اوّل او از سوء تغذیه لاغر و رنجور شده بود.

شاه با صدایی بسیار اندوهناک و شرمساری گفت: «من در زمانی که فرصت داشتم باید بیشتر از تو مراقبت به عمل می‌آوردم. من در حق تو قصور کردم.»

 نتیجه اینکه:

در حقیقت همه‌ی ما دارای چهار همسر هستیم :

همسر چهارم: همان جسم ماست مهم نیست که چه میزان سعی و تلاش برای فربه شدن و آراستگی آن کردیم وقتی ما بمیریم او ما را ترک خواهد کرد.

همسر سوم: دارائی‌ها، موقعیت و سرمایه‌ی ماست. زمانی که ما بمیریم آن‌ها نصیب دیگران می‌شوند.

همسر دوم: خانواده و دوستانمان هستند. مهم نیست که چقدر با ما بوده‌اند حداکثر جایی که می‌توانند با ما بمانند همراهی تا مزار ماست.

همسر اوّل: همان روح ماست که اغلب در هیاهوی دست یافتن به ثروت و قدرت و لذایذ فراموش می‌شود. در حالی که روح ما تنها چیزی است که هر جا برویم ما را همراهی می‌کند. پس از او مراقبت کن، او را تقویت کن و به او رسیدگی کن که این بزرگ‌ترین هدیه هستی برای توست.


[ یکشنبه ٩ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ ] [ آرش ]

در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توانید به چشم دید، این شمالی ترین شهر دانمارکیهاست، جایی که دریای بالتیک و دریای شمال بهم می پیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این راستا بوجود می آید.

و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.
سورة مبارکه الرحمن
مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (۱۹) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (۲۰) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (۲۱) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (۲۲)
۱۹ دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.۲۰ اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.۲۱ پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‏کنید؟ ۲۲ از آن دو، مروارید و مرجان خارج می شود.
سوره مبارکه فرقان آیه ۵۳:
« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»
و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آندو حریمی استوار قرار داد.

سوره مبارکه فاطر آیه 12:

وَمَا یَسْتَوِی الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن کُلٍّ تَأْکُلُونَ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ فِیهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ
 این دو دریا یکسان نیستند: یکی آبش شیرین و گواراست و یکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خورید، و از آنها چیزهایی برای آرایش تن خویش بیرون می کشید و می بینی که کشتی ها برای یافتن روزی و غنیمت، آب را می شکافند و پیش می روند، باشد که سپاسگزار باشید.
 
سوره مبارکه نمل آیه 61:
اَمَّنْ جَعَلَ الْاَرْضَ قَرَارًا وَ جَعَلَ خِلالَهَا اَنْهَارًا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَ جَعَلَ بَینَ الْبَحْرَیْنِ حَاجِزًا ءَاِلهٌ مَعَ اللهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ ﴿61﴾
[آیا شریکانى که مى‏پندارند بهتر است‏] یا آن کس که زمین را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پدید آورد و براى آن، کوه‏ها را [مانند لنگر] قرار داد، و میان دو دریا برزخى گذاشت؟ آیا معبودى با خداست؟ [نه،] بلکه بیشترشان نمى‏دانند.


[ شنبه ۸ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٦:٥٢ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

نام روزهای هفته‌ فرنگی از گاهنامه کهن ایرانی برگرفته شده است می دانیم که نام روزهای هفته در ایران باستان بدین گونه بوده است:

کیوان شید (شنبه):

نخستین روز هفته به نام کیوان شید نامگذاری شده است که تشکیل شده است از کیوان + شید. کیوان بعد از مشتری بزرگترین سیاره شمرده میشود که 700 برابر زمین است. آنرا زحل نیز نامیده اند. شید نیز به چم (معنی) نور و روشنایی است. از این رو روز نخست ایرانی حکایت از سیاره روشن و نورانی را دارد.

مهر شید (یکشنبه):

روز دوم از هفته مهرشید است که مهر آن به چم (معنی) دوستی و مهربانی در پهلوی میتراست. مهر برگرفته شده از آئین هفت هزار ساله میترایی است. مهر همچنین ایزد عهد و پیمان است و در اوستا آمده است که هیچ چیز بر ایزد مهر پوشیده نخواهد بود. نامگذاری این روز به مهرشید حکایت از تعهدی است که بین مردمان باید برقرار باشد زیرا در ایران باستان پیمان شکنی و دروغ بزرگترین گناهان به حساب می آمده است. شید نیز به چم (معنی) روشنایی و نور می باشد.

مهشید (دوشنبه):

مه بر گرفته شده از ماه است که این نیز از آیین میترایی کهن ایرانی آمده است. خورشید و ماه از تندیس های آئین میترایی بوده است که نشان از قدرت و پویایی جهان آفرینش داشته است. سومین روز هفته در ایران باستان به نام این نماد خداوند نامگذاری شد و آنرا مهشید به چم (معنی) ماه روشن و نورانی نام گذاشتند.

بهرام شید (سه شنبه):

بهرام برگرفته شده از ورهرام زبان پهلوی باستان است و از یک سو نام ستاره مریخ است. بهرام ایزد پیروزی در ایران باستان شمرده می شده است و اندیشه نیاکان ما بر این بوده است که خداوند یکتا (اهورامزدا) نیروی هایش را برای اجرا در بین افراد بشر بین ایزدان (فرشتگان) خود تقسیم نموده است تا آنان آنرا برای مردمان پیاده کنند. از این رو بهرام ایزد پیروزی نامیده شده بوده است و چهارمین روز هفته به نام روز پیروزی روشنایی بر تاریکی و غلبه انسان بر بدی ها و اهریمن نامگذاری شده است.

تیرشید (چهارشنبه):

تیر برگرفته شده از تیشتر پهلوی است. نیاکان ما تیر را ایزدان و نگهبان باران نامگذاری نموده اند و اینگونه می پنداشته اند که اهورامزدا برای یاری رسانی به کشاورزان و جلوگیری از خشکسالی و باروری زمین و سبز و سالم و پاکیزه ماندن جهان به ایزد باران فرمان میداده است که به یاری مردمان برسد. در کل این روز به نام روز روشنایی باران و خواست پروردگار برای حفظ طبیعت نامگذاری شده است.

اورمزد شید (پنجشنبه):

اورمزد نام دیگری از دهها نام اهورامزدا است که همه حاکی از قدرت و توانایی پروردگار است. این نام از واژه های پهلوی ارمزد، هرمزد، اورمزد، هورمزد، اهورامزدا، مزدا گرفته شده است. از این رو پنجمین روز هفته به نام روز روشنایی خداوند نامگذاری شده است. از اینرو این واژه هنوز به گونه ای دیگر در شب های جمعه برقرار است و هنوز تصور مردمان ما بر این است که شب های جمعه روز ارتباط با خداوند و فوت شدگان است.

ناهید شید (آدینه):

ناهید همان آنهیته یا آناهیتا است که ایزد آب قرار گرفته است. در اوستا آناهیتا به صورت دوشیزه ای بسیار زیبا، قدی بلند و اندامی تراشیده نام نهاده شده است و نام دیگر ستاره ونوس نیز آناهیتا یا ناهید است. در کل روز جمعه روز روشنایی آب و مظهر بخشندگی و عنایت پروردگار نامگذاری شده است.


اینک با بررسی ریشه‌های این واژگان به این بر‌آیند ساده می‌رسیم:


کیوان شید: شنبه
Saturday = Satur + day
Saturn = کیوان

مهرشید: یکشنبه
Sunday = Sun + day
Sun = مهر، خور (خورشید)

مهشید: دوشنبه
Monday = Mon + day
Moon = ماه

بهرام شید: سه‌شنبه
Tuesday = Tues + day
Tues = god of war = Mars= بهرام

تیرشید: چهارشنبه
Wednesday = Wednes + day
Wednes = day of Mercury = Mercury = تیر

هرمزشید: پنج‌شنبه
Thursday = Thurs + day
Thurs = Thor = day of Jupiter = Jupiter = هرمز

ناهیدشید یا آدینه: جمعه
Friday = Fri + day
Fri = Frig = day of Venues = Venues = ناهید

 


[ شنبه ۸ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٦:٠۱ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

یه روز یه پسر انگلیسی میاد با طعنه به یه پسر ایرانی میگه: چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن یا لمسشون کنن؟ یعنی مردای ایرانی این قدر شهوت پرستن که نمیتونن خودشون رو کنترل کنن؟ پسره لبخندی میزنه و میگه: ملکه انگلستان میتونه با هر مردی دست بده؟ و یا هر مردی میتونه ملکه انگلستانو لمس کنه؟! پسره انگلیسی با عصبانیت میگه:  نه! مگه فرد عادیه؟!!  فقط افراد خاصی میتون با ایشون در رابطه باشن.

پسر ایرانی میگه: خانومای ما همه ملکه هستن!!!


[ جمعه ٧ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

یه روزی آقـــای کـــلاغ،
یا به قول بعضیا جناب زاغ

رو دوچرخه پا می‌زد،
رد شدش از دم باغ

 

پای یک درخت رسید،
صدای خوبی شنید

نگاهی کرد به بالا،
صاحب صدا رو دید

یه قناری بود قشنگ،
بال و پر، پر آب و رنگ

وقتی جیک جیکو می‌کرد،
آب می‌کردش دل سنگ


قلب زاغ تکونی خورد،
قناری عقلشو برد

توی فکر قناری،
تا دو روز غذا نخورد

ادامه مطلب

[ جمعه ٧ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٥:٢٠ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

نقشه متعلق به عربستان سعودی در سال 1331


[ پنجشنبه ٦ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٤:۳۸ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

توی این روزهای بارانی اخیر منتظر تاکسی موندن واقعا خیلی سخته، مخصوصا وقتی راننده ها هم بی انصافی به خرج داده و از جابجایی مسافر به صورت عادی خودداری کنند. این اتفاق برای ما رخ داد و راننده خط بی توجه به صف مسافران که منتظر ماشین بودند کنار خیابون داد میزد : " دربـــــــــــــــــست " .

نگاه معنی دار و اعتراض های گاه و بی گاه مسافران هم راننده رو کلافه کرده بود و هم ما رو، به خاطر همین من و یک خانم و دو آقای دیگه با همدیگه ماشین رو با کرایه 6000 تومن دربست گرفتیم که برای هر مسافر نفری 1500 تومن میافتاد درحالی که کرایه خط فقط 550 تومن بود. به هر ترتیب سوار تاکسی شدیم و راننده شروع کرد از مشکلات ماشین و گیر نیومدن لاستیک و بنزین آزاد زدن صحبت کردن.

کنار راننده مرد جوانی نشسته بود که انگار از خیس شدن زیر بارون دل خوشی نداشت. وقتی سخنرانی راننده درباره مشکلات بنیادی مملکت شروع شد خیلی سریع خودش رو وارد بحث کرد که بهتره ادامه بحث رو به صورت یه گفتگوی دو طرفه دنبال کنیم:

راننده تاکسی: برادر خانمم یه وام 6 میلیون تومنی میخواست بگیره مجبور شد ماشینش رو بذاره به عنوان وثیقه. بنده خدا الان خورده به مشکل دارند ماشینش رو مصادره میکنند. یه عده دزد دارند میلیارد میلیارد اختلاس میکنند، کسی هم خبردار نمیشه اون وقت این جوون رو ببین چجوری سر میدوونند !

مسافر: نوش جونش!

راننده: (نگاه متعجب) نوش جون کی؟

مسافر: نوش جون کسی که 3000 میلیارد تومن خورده

راننده: (با لحن عصبی آمیخته به تمسخر) نکنه اون بابا فامیل شما بوده؟

مسافر: نه! فامیل من نبوده اما یکی بوده مثل همین مردم. مثل شما! مگه این یارو از مریخ اومده اختلاس کرده؟ یا اون مدیر بانک از اورانوس به ریاست رسیده بوده؟

راننده: نه آقا جان اونا از ما بهترون اند. من برای یک جفت لاستیک باید 3 روز برم تعاونی اون وقت اون 3000 میلیارد تومن رو میخوره یه آبم روش!

مسافر: خب آقا جان راضی نیستی نخر! لاستیک نخر ...

راننده: (با صدای بلند) چرا نامربوط میگی مرد حسابی؟ مجبورم بخرم! لاستیک نخرم پس چجوری با ماشین کار کنم؟

مسافر: وقتی شما که دستت به هیچ جا بند نیست و یه راننده عادی هستی، وقتی میبینی بارندگی شده و مسافر مجبوره زود برسه به مقصد میای ماشینی که باید تو خط کار کنه رو دربست میکنی ...

راننده پرید وسط حرف طرف که: آقا راضی نبودی سوار نمیشدی!

مسافر: (با خونسردی) میبینی؟ من الان دقیقا حال تو رو دارم وقتی داشتی لاستیک ماشین میخردی. مرد حسابی فکر کردی ما که الان سوار ماشین تو شدیم و 3 برابر کرایه رو داریم میدیم راضی هستیم؟
ما هم مجبوریم سوار شیم ! وقتی تو به عنوان یه شهروند عادی اینجوری سوءاستفاده میکنی از مدیر یه بانک که میلیاردها تومن سرمایه زیر دستشه چه انتظاری داری؟ اون هم یکی مثل تو در مقیاس بالاتر.

راننده آچمز شده بود و سرش تو فرمون بود ...

مسافر که حالا کاملا دست بالا رو داشت با خونسردی ادامه داد: دزدی دزدیه ... البته منظورم با شما نیستا ولی خداوکیلی چنددرصد از مردم ما اون کاری که بهشون سپرده شده رو خوب انجام میدن که انتظار دارند یه مدیر بانک کارش رو خوب انجام بده؟ منتهی وقتی اونا وجدان کاری ندارند کسی بویی نمیبره اما گندکاری یه مدیر بانک رو همه میفهمند. برادر من تو خودت رو اصلاح کن تا اون مدیر بانک جرات همچین خلافی رو نداشته باشه

راننده که گوشاش تو اون هوای سرد از شدت خجالت حسابی سرخ شده بود گفت: چی بگم والا!

من اولین نفری بودم که تو مسیر باید پیاده میشدم و طبیعتا طبق قرار اجباری با راننده باید 1500 تومن کرایه میدادم. وقتی خواستم پیاده شم یه اسکناس 2000 تومنی به راننده دادم. راننده گفت 50 تومنی دارید؟
با تعجب گفتم بله دارم و دست کردم تو کیفم و یه سکه 50 تومنی به راننده دادم. راننده هم یک اسکناس 1000 تومنی و یک اسکناس 500 تومنی بهم برگردوند و گفت: به سلامت!

همونطور که با نگاهم تاکسی رو که تو هوای بارونی مه آلود حرکت میکرد رو دنبال میکردم چترم رو باز کردم و پولا رو تو کیفم گذاشتم ... آروم شروع کردم به قدم زدن و با خودم فکر میکردم یعنی من هم باید خودم رو اصلاح کنم ...


[ پنجشنبه ٦ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٤:۱٩ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

یکی زنگ زده منم اصلا حوصلشو نداشتم. شروع کردم نصفه نصفه حرف زدن یعنی مثلا انتن ندارمو قطع میشه و از این حرفا. میگه صدات قطع و وصل میشه ولی صدای ضبط ماشینت واضح میاد.

 

متصدی بانک : خانم بریزم به حساب جاری تون؟

زن : وا نه!! خدا مرگم بده! الهی جاریم بمیره! بریز به حساب خودم!

 

دیروز رفتم بقالی، یه بسته هوا خریدم.

کارخونه ی نامردِ از خدا بی خبر ، چند تا تیکه چیپس هم انداخته بود توش!!

 

افغانیه میره خونه ی یه زنه دزدی، زنه میترسه میگه بیا این طلاها اینم پول. افغانیه میگه خودتو به اون راه نزن نون خشکا کجان؟

 

مژده ای دل که مسیحا نفسی میاید

شوهر خوب مگر گیر کسی میاید!!

(خواهر حافظ)

 

 دقت کردین:

اگه بچه ها لیوان بشکنن : بهش میگن ای دست و پا چلفتی.

اگه مامانه بشکنتش : میگه قضا بلا بود.

اگه باباهه بشکنتش : میگه این لیوان اینجا چیکار میکنه!!

 

دقت کردین 3 ساعت تو اتاق میشینی درس میخونی هیچکس نمیگه خسته نباشی ولی 1 ثانیه موبایلت رو بر میداری ببینی کی sms داده بابات میاد. میگه : خسته نباشی!!!!

 

دقت کردین: وقتی حوصله ات سر میره اولین جایی که میری سر یخچاله!!!!!!


 دقت کردین: وقتی میخواین درس بخونین گلای قالی و  طرح سرامیک هم برات جذاب میشه!!

 

 دختر:بابا می تونم برم پیش دوستم درس بخونم؟

بابا : نه نمیشه برو اتاقت درس بخون.

دختر:چرا آخه بابا؟

پدر:واسه اینکه سالها پیش مامانت هم میومد پیش من درس بخونه !!!!!

 

 ناشناس : سلام خوشگله، دوست پسر داری؟

بله، شما؟

من داداشتم، صبر کن بیام خونه، حسابتو میرسم .

شماره ناشناس بعدی :

دوست پسر داری؟

نه نه اصلا.

من دوست پسرتم. واقعا که!!!

عزیزم به خدا فکر کردم که تو داداشمی !!!

خوب داداشتم دیگه، صبر کن خونه برسم من میدونم و تو.

 


[ چهارشنبه ٥ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

مثلث حیات ؛ ایده‌ای که جواب نمی‌دهد (کلیک کنید...)

مثلث حیات: بدون گوش کردن یا خواندن، به سادگی با نگاه کردن به این عکس ها، می توانید هزاران نکته برای محافظت خود در برابر زلزله یاد بگیرید
نمایش واقعی «مثلث حیات» (مثلث زندگی)

اگر در کنار وسیله ای هستید، خیلی سریع خود را به آن برسانید و کنارش دراز بکشید. اگر چیزی روی وسیله بیافتد، یک فضای خالی در کنارش خواهید داشت، تصاویر زیر را ببینید:

هرگز!

اولین ساختمانی که بداخل آن خزیدم ، مدرسه‌ای در شهر مکزیکوسیتی و درجریان زلزله سال 1985 بود همه بچه‌ها در زیر میزهایشان بودند و همگی تا ضخامت استخوان‌هایشان در هم کوبیده شده بودند. آنها می‌توانستند زنده بمانند اگر در کنار میزهایشان و در راهروی بین میزها دراز می‌کشیدند. کاری که انجام داده بودند غیرمعقول و غیرضروری بود و در تعجب بودم که چرا آنها در راهروها نبودند. من آن موقع نمی‌دانستم که به آنها گفته شده‌بود که خود را زیر چیزی پنهان سازند.
به‌سادگی می‌توان دریافت، هنگامی‌که ساختمان‌ها تخریب می‌شوند وزن سقف که بر روی اشیاء و مبلمان فرود می‌آید، آنها را درهم می‌کوبد و فضای خالی‌ای را در کنار آنها ایجاد می‌نماید این فضا همان چیزی است که من به آن مثلث حیات (Triangle Of Life) می‌گویم هر اندازه اشیاء بزرگتر و محکم‌تر باشند کمتر فشرده می‌شوند و هر اندازه کمتر فشرده شوند فضای خالی که احتمال زنده ماندن افرادی را که به آن پناه می‌برند بیشتر می‌شود. یک بار دیگر می‌توانید ساختمان فرو ریخته را در تلویزیون نگاه کنید مثلث‌هایی را که شکل گرفته‌اند را شمارش کنید. آنها در اکثر نقاط وجود دارند و از معمول‌ترین اشکالی هستندکه در داخل آوارها به راحتی می‌توانید مشاهده نمایید.
من کارکنان سازمان آتش‌نشانی شهر (Trujillo تروجیلو(با جمعیتی 750،000 نفری)) را برای چگونه زنده ماندن و محافظت و نجات خانواده‌هایشان در هنگام وقوع زلزله آموزش دادم. رئیس آتش‌نشانی شهر(Trujillo تروجیلو) که خود استاد دانشگاه این شهر هم می‌باشد همواره مرا همراهی می‌کرد و خود گواه حوادث اتفاق افتاده بود. مطلب ذیل گفته او می‌باشد.
"نام من روبرتو روزالس است هنگامیکه 11 ساله بودم در اثر بروز زلزله سال 1972که بیش از 70،000 نفرتلفات داشته است، در داخل ساختمان فروریخته بدام افتادم وآنچه باعث نجاتم گردید مثلث حیاتی بود که در کنار موتورسیکلت برادرم بوجود آمده بود. کلیه دوستانم که در زیر میز یا تخت رفته بودند در زیر آنها له شده و جانشان را از دست داده بودند. من مثال زنده‌ای از (Triangle Of Life) مثلث حیات هستم و دوستانم مثالی از (Duck And Cover) )خمیده و پنهان شده) که همگی جانشان را از دست دادند."


[ چهارشنبه ٥ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

گوش کردن

Listen

An unusual concept showing hands morphed into a mouth and ear. It depicts that everyone wants an ear to voice their opinion.

مفهومی غیرعادی که دست ها را به شکل دهان و گوش نشان می دهد. این عکس می خواهد بگوید که هر کس گوشی برای شنیدن نظرش می خواهد.


[ سه‌شنبه ٤ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٩:۳٦ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

مزایای آدم رک :

  1. دروغ نمیگه.
  2. محکم و مصمم سر حرفش میمونه.
  3. قول الکی نمیده.
  4. قابل اعتماده.
  5. اگه به شما لبخند میزنه مطمئن باش دوسِت داره.
  6. نه گفتن رو خوب بلده.
  7. به خاطر عقایدش و کرسی نشوندن حرفش ساعت ها بحث میکنه.
  8. هیچ وقت حرفی پنهون تو دلش نداره.
  9. شیله پیله نداره.
  10.  نامرد و پست نیست.
  11. پای اشتباهاتشو اگه حتی شده با استامپ خونشم باشه، امضا میکنه.
  12. خیلی رک عیباتو مثله آینه بهت میگه.
  13.  الکی ازت تعریف نمیکنه.
  14. اگه دوسِت نداشته باشه الکی برات لاو نمیترکونه.
  15.  سرت کلاه نمیذاره.
  16.  به خاطر نفعش چاپلوسی نمیکنه.
  17.  بادی به هرجهت نیست.
  18.  حرفی رو میزنه که بقیه دوست دارن بگن اما جرئت ندارن!!
  19. به خاطر منافعش دیگران رو فدا و قربانی نمیکنه.
  20.   اگه از پس کاری برنیاد با شهامت میگه نمیتونم و قیف الکی نمیاد.

معایب آدم رک :

ادامه مطلب

[ دوشنبه ۳ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ٤:۳٢ ‎ب.ظ ] [ آرش ]
تاریخ ثبت تصاویر زیر مربوط به سالهای 1936 تا 1945 یعنی زمان حکومت نازی ها و دولت آدولف هیتلر است که توسط (هوگو یاگر) عکاس شخصی هیتلر گرفته شده بوده و دورنمایی از سالهای حکومت نازی ها را نشان می دهد. کیف چرمی حاوی این تصاویر بعد از دستگیری هوگو یاگر در شهر مونیخ بدست آمریکایی ها می افتد ولی بدون اطلاع از محتویات کیف، طی جریاناتی به فراموشی سپرده می شود تا اینکه سالها بعد از مرگ هوگو یاگر توسط خبرنگار مجله لایف این تصاویر که هوگو یاگر از آنها بعنوان "گنــج" نام برده بود کشف و برای اولین بار از طریق مجله لایف منتشر می شود.

آلمان نازی یا رایش در دوران بین سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ در حکومت آلمان اطلاق می‌شود که دولت آدولف هیتلر تا سال ۱۹۴۵ میلادی در آن کشور در راس حکومت بود. در این دوران، کشور آلمان تحت حکومت حزب سوسیالیست ملی کارگران آلمان به رهبری آدولف هیتلر به عنوان صدراعظم بود. وی از سال ۱۹۳۴ رهبر حزب سوسیالیست ملی کارگران آلمان شد. پس از روی کار آمدن نازی‌ها در سال ۱۹۳۳، نام رسمی آلمان تغییر نکرد و رایش آلمان یا رایش سوم که از سال ۱۸۷۱ بود، باقی ماند. پرچم حزب نازی از صلیب شکسته و رنگ‌های قرمز و سیاه که گفته می‌شود نشان دهنده خون و خاک هستند به عنوان نماد و سمبل خود استفاده می‌نمود. در حقیقت سیاه، سفید و قرمز رنگ‌های قدیمی پرچم آلمان متحد شمالی بودند.

حزب نازی از چند دسته شبه نظامی، همچون اس آ، اِس اِس، و گِشتاپو تشکیل شده بود، همه این‌ها پس از سال ۱۹۳۳ در حکومت نازی یکپارچه شدند. اِس آ نیروی اصلی برای برهم زدن قوای نیروی دیگر دولت‌ها بود. برای نمونه، در سال ۱۹۳۳، اِس آ نقش اصلی را در سوزاندن کتاب‌ها بر عهده داشت. اِس اِس بیشتر یک نیروی مخفی بود، بسیار بی رحم که عاقبت در سال ۱۹۳۳ در شب تیغه‌های بلند اِس اِی را از میان برد. افراد اِس آ لباس قهوه‌ای رنگ می‌پوشیدند، به این دلیل که آن‌ها پس از جنگ جهانی اول در روز به آسانی قابل شناسایی بودند.

افراد اِس اِس لباس سیاه رنگ می‌پوشیدند. ان اس د آ پ نیروی سیاسی اصلی آلمان نازی از زمان سقوط جمهوری وایمار در سال ۱۹۳۳ تا انتهای جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ بود تا وقتی که غیر قانونی بودن آن اعلام شد و بسیاری از سران نازی دستگیر و در دادگاه نورنبرگ محکوم به جنایت جنگی و جنایت بر ضد بشریت شدند. چرا که بیشتر از ۴۰ میلیون تن در نبرد کشورهای مختلف با رایش سوم به قتل رسیدند.

 

ادامه مطلب

[ یکشنبه ٢ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱:٤٥ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

ایمان بدون عشق شما را متعصب

وظیفه بدون عشق شما را بداخلاق

قدرت بدون عشق شما را خشن

عدالت بدون عشق شما را سخت

وزندگی بدون عشق شما را بیمار می کند

 

جبران خلیل جبران


[ شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ] [ آرش ]

 اگر نمی‌خواهید بیمار شوید؛ احساساتتان را بیان کنید.

هیجانات و احساساتی که سرکوب یا پنهان شده باشند به بیماری‌هایی نظیر ورم معده، زخم معده، کمر درد و درد ستون فقرات منجر می‌شوند. سرکوبی احساسات به مرور زمان حتی می‌تواند به سرطان هم بیانجامد.

 اگر نمی‌خواهید بیمار شوید؛ تصمیم‌گیری کنید.

افراد دو دل و مردد دچار دلهره و اضطراب هستند. دو دلی و بی‌تصمیمی باعث می‌شود که مشکلات و نگرانی‌ها روی هم انباشته شوند. تاریخ انسان بر اساستصمیم‌گیری‌ها ساخته شده است. تصمیم‌گیری دقیقاً به معنی چشم‌پوشی آگاهانه از بعضی مزایا و ارزش‌ها برای به دست آوردن بعضی دیگر است. افراد مردد در معرض بیماری‌های معدی، دردهای عصبی و مشکلات پوستی قرار دارند.

  اگر نمی‌خواهید بیمار شوید؛ به دنبال راه حل‌ها باشید.

افراد منفی، مشکلات را بزرگ می‌کنند و راه حل‌ها را نمی‌یابند. آن‌ها غم و غصه، شایعه و بدبینی را ترجیح می‌دهند. روشن کردن یک کبریت بهتر از تاسف خوردن از تاریکی است. زنبور، موجود کوچکی است اما یکی از شیرین‌ترین چیزهای جهان را تولید می‌کند. ما همانی هستیم که می‌اندیشیم. افکار منفی باعث تولید انرژی منفی می‌شوند که آن‌ها نیز به نوبه خود تبدیل به بیماری می‌گردند.

 اگر نمی‌خواهید بیمار شوید؛ در زندگی اهل تظاهر نباشید.

کسی که واقعیت را پنهان نگاه می‌دارد، تظاهر می‌کند و همیشه می‌خواهد راحت و خوب و کامل به نظر دیگران برسد، در واقع بار سنگینی را بر دوش خود قرار می‌دهد. مثل یک مجسمه برنزی با پایه‌های گِلی. هیچ چیز برای سلامتی بدتر از نقاب به چهره داشتن و زندگی کردن با تظاهر نیست. این گونه افراد زرق و برق زیاد و ریشه و مایه اندکی دارند و مقصد آن‌ها داروخانه، بیمارستان و درد است.

اگر نمی‌خواهید بیمار شوید؛ واقعیت‌ها را بپذیرید.

سرباز زدن از پذیرش واقعیت‌ها و عدم اتکاء به نفس، ما را از خودمان بیگانه می‌سازد. هسته اصلی یک زندگی سالم، یکی بودن و رو راست بودن با خود است. کسانی که این را نمی‌پذیرند، حسود، مقلد، مخرب و رقابت طلب می‌شوند. پذیرفتن انتقادها، کاری عاقلانه و ابزار درمانی خوبی است.

اگر نمی‌خواهید بیمار شوید؛ اعتماد کنید.

کسانی که به دیگران اعتماد ندارند نمی‌توانند ارتباط خوبی با دیگران برقرار کنند و نمی‌توانند رابطه پایدار و عمیقی با دیگران به وجود آورند. آن‌ها معنی دوستی واقعی را درک نمی‌کنند. بی‌اعتمادی باعث کاهش ایمان فرد می‌گردد.


[ شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ] [ آرش ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

طرفداران
امکانات وب
یادگاری از یک دوست

===ஜ۩۞۩ஜ===
اسمش را میگذاریم؛ دوست مجازی
اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته ...
خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند ...
وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد
وقت میگذارد برایم، وقت میگذارم برایش ...
نگرانش میشوم دلتنگش میشوم ...
وقتی در صحبت هایم، به عنوانِ دوست
یاد میشود مطمئن میشوم که
حقیقی ست ...
هرچند کنار هم نباشیم
هرچند صدای هم راهم نشنیده باشیم،
من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم
هرکجا که باشد
پس دوست من در دنیای مجازی دوستت دارم

وقتی کسی چیزی با ارزش را با شما شریک می شود واز آن نفع می برید، وظیفه اخلاقی دارید که آن را با دیگران نیز شریک شوید.

free counters