بیایید آنقدر از خوبی ها بگوییم تا... جایی برای بدی نماند. 
لینک دوستان

نان سنگک شده کوتاه تر از پیش چرا؟
میزند قیمت آن بر دلم آتیش چرا؟
گوشت هم عشوه کنان طعنه به سویا زد و رفت
مرغکی بود در این سفره و شد کیش چرا؟
کامران در پی نارنگی و سیب است همه اش
نیست آن خرس پدر سوخته حالیش چرا؟
زهره هر چند دوسالی است که شوهر کرده
لنگر انداخته و مانده کما بیش چرا؟
کاش از قیمت پوشک خبری داشت سمن
دم به دم می کند او جای خودش خیس چرا؟
با حوقوق کم و ناقابل و شندر غازش
بچه بس بود دوتا این یکی بعدیش چرا؟
همسرش دستکش و روسری و کفشش را
می خرد کرو و گران از سر تجریش چرا؟
ما که از هفتم هر برج به بعد اسقاطیم
دیگر این سبقت پر خرج زجاریش چرا؟
مرض نقرس و افزایش قندش کم بود
رفته بالای هزار اوره و چربیش چرا؟
گوشی این تلفن را که خرابش کردم
باز یک مبلغ توپ آمده در فیش چرا؟
قصه خویش سرودیم نگویید کم است
مایه چاشنی طنز و فکاهیش چرا؟

برگرفته از وبلاگ «طنز سروده های عمو مصطفی»


[ یکشنبه ۱٧ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱:۳۸ ‎ق.ظ ] [ آرش ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

طرفداران
امکانات وب
یادگاری از یک دوست

===ஜ۩۞۩ஜ===
اسمش را میگذاریم؛ دوست مجازی
اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته ...
خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند ...
وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد
وقت میگذارد برایم، وقت میگذارم برایش ...
نگرانش میشوم دلتنگش میشوم ...
وقتی در صحبت هایم، به عنوانِ دوست
یاد میشود مطمئن میشوم که
حقیقی ست ...
هرچند کنار هم نباشیم
هرچند صدای هم راهم نشنیده باشیم،
من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم
هرکجا که باشد
پس دوست من در دنیای مجازی دوستت دارم

وقتی کسی چیزی با ارزش را با شما شریک می شود واز آن نفع می برید، وظیفه اخلاقی دارید که آن را با دیگران نیز شریک شوید.

free counters