بیایید آنقدر از خوبی ها بگوییم تا... جایی برای بدی نماند. 
لینک دوستان

The Message of Peace

زاهدی می‌گوید: «جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد»

اول، مرد فاسدی که از کنار من گذشت و من گوشه‌ی لباسم را جمع کردم تا به او نخورم. او گفت: «ای شیخ، خدا می‌داند که فردای قیامت حال من چه خواهد بود»

دوم، مرد مستی دیدم که افتان و خیزان راه می‌رفت. به او گفتم: قدم ثابت بردار تا نیافتی. او گفت: «تو با این همه ادعا، قدم ثابت کرده‌ای؟»

سوم، کودکی دیدم که چراغی در دست داشت. به او گفتم: این روشنایی را از کجا آورده‌ای؟ کودک چراغ را فوت کرد و آن را خاموش ساخت و گفت: «تو که شیخ شهری بگو این روشنایی کجا رفت؟»

چهارم، زنی بسیار زیبا که در حال خشم، از شوهرش شکایت می‌کرد. گفتم: اول رؤیت را بپوشان بعد با من حرف بزن. او گفت: «من که غرق خواهش دنیا هستم، چنان از خود بی‌خود شدم که از خود خبرم نیست، تو چگونه غرق محبت خالقی، که از نگاهی بیم داری؟»


[ یکشنبه ۸ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ٧:٥٤ ‎ب.ظ ] [ آرش ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

طرفداران
امکانات وب
یادگاری از یک دوست

===ஜ۩۞۩ஜ===
اسمش را میگذاریم؛ دوست مجازی
اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته ...
خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند ...
وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد
وقت میگذارد برایم، وقت میگذارم برایش ...
نگرانش میشوم دلتنگش میشوم ...
وقتی در صحبت هایم، به عنوانِ دوست
یاد میشود مطمئن میشوم که
حقیقی ست ...
هرچند کنار هم نباشیم
هرچند صدای هم راهم نشنیده باشیم،
من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم
هرکجا که باشد
پس دوست من در دنیای مجازی دوستت دارم

وقتی کسی چیزی با ارزش را با شما شریک می شود واز آن نفع می برید، وظیفه اخلاقی دارید که آن را با دیگران نیز شریک شوید.

free counters