بیایید آنقدر از خوبی ها بگوییم تا... جایی برای بدی نماند. 
لینک دوستان

از این شکسته دل، چرا کسی خبر نمی کند؟

شب سیاه بی کسی، چرا سحر نمی کند؟

نه عاشق مسافری، نه مانده ره مهاجری

به شهر خسته دلم، چرا سفر نمی کند؟

 

چو زورق شکسته ای، به موج غم، نشسته ای

دگر ز ما شکستگان ، کسی خبر نمی کند؟

به شهر صبر و خستگی، سرای دلشکستگی

چرا به کوی خستگان، کسی گذر نمی کند؟

 

به روی دیدگان من، خدای من، که بسته در؟

مگر به دیدگانِ تر، کسی نظر نمی کند؟

ز جان که شسته ایم دست، ز باده گشته ایم مست

چرا ز جان خسته ام، کسی حذر نمی کند؟

 

چو قامتم خمیده شد، به پیله غم تنیده شد

حدیث قصه ی مرا چرا به سر نمی کند ؟

کویر دل چو تشنه شد، نصیب او سراب شد

نگاه ابر آسمان، به ما نظر نمی کند؟

 

مگر نگفته او بخوان، اجابتش ز من بدان

دعای نیمه شب چرا، دگر اثر نمی کند؟

اگر که بنده ای بَدم ، مرا فقط تویی خدا

کلید بندگی چرا، گشوده در نمی کند؟

 

به جمع مست عاشقان، خروش دل به صد زبان

طلسم عاشقی چرا، دگر اثر نمی کند؟

رسول مهربانی اش، مگر نکرده دعوتم؟

بر این حبیبِ پشتِ در، گشوده در نمی کند؟

 

اگر وصال جنتش، نمی شود نصیب ما

ز دوزخ جهان چرا، مرا به در نمی کند؟

اگر که مشق عمر خود، نوشته ام پر از غلط

از این کلاس زندگی مرا به در نمی کند؟

 

اگر که دست کوچکم نمی رسد به دامنت

تو دست خود دراز کن، خدا که قهر نمی کند

 

شاعر: کیوان شاهبداغی

 

 


[ یکشنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ٢:۳٢ ‎ب.ظ ] [ آرش ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

طرفداران
امکانات وب
یادگاری از یک دوست

===ஜ۩۞۩ஜ===
اسمش را میگذاریم؛ دوست مجازی
اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته ...
خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند ...
وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد
وقت میگذارد برایم، وقت میگذارم برایش ...
نگرانش میشوم دلتنگش میشوم ...
وقتی در صحبت هایم، به عنوانِ دوست
یاد میشود مطمئن میشوم که
حقیقی ست ...
هرچند کنار هم نباشیم
هرچند صدای هم راهم نشنیده باشیم،
من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم
هرکجا که باشد
پس دوست من در دنیای مجازی دوستت دارم

وقتی کسی چیزی با ارزش را با شما شریک می شود واز آن نفع می برید، وظیفه اخلاقی دارید که آن را با دیگران نیز شریک شوید.

free counters