بیایید آنقدر از خوبی ها بگوییم تا... جایی برای بدی نماند. 
لینک دوستان

فرق این کلمات با کلماتِ بقیه‌یِ شهرها این است که مشهدی‌ها هیچ‌کدام معمولا نمی‌دانند که این کلمات را فقط آن‌ها به ‌کار می‌برند و دوم این که این کلمات بسیار مصطلح هستند. اگر شما کلمه‌های دیگری سراغ دارید و یا این که در شهری دیگر زندگی می‌کنید اضافه کنید و دوباره بفرستید تا این کلمات از یاد نروند:.
 
 
نارنجک : نان خامه‌ای
اِشکاف : کمد
کُخ : سوسک، حشره‌ی نسبتا بزرگ، کِرم مثال : کُخ نریز : کِرم نریز، اذیت نکن
یاد داشتن : بلد بودن
سَرکُن : مدادتراش
میلان : کوچه

مغز ِ مدادفشاری : نوکِ مداد اتود
سیخ ِ ماهی : تیغ ِ ماهی

پَلَخمون : یک وسیله‌ی وای شکل از چوب که یک کِش یا لاستیک به انتهایش وصل است و با آن می‌توان سنگ پرتاب کرد. ( برای زدنِ گنجشک!)

چُمبه : اصطلاح کوچه بازاری برای فرد چاق
چُغُک : گنجشک ( البته این کلمه دیگر چندان به‌کار نمی‌رود)
چلغوز : یک نوع آجیل شبیهِ بادام (فکر کنم بیشتر جاها به پشگل ِ مرغ می‌گویند چلغوز!)
کم‌زور یا پرزور کردنِ گاز : کم و زیاد کردن شعله‌ی گاز
و ِی کردن (برنج) : درشت شدن بعد از پختن (برنج)
کلپاسه : مارمولک
دِلَنگون : آویزان
جیر دادن : جِر زدن
پاچال : جایی که مغازه‌دار پشت آن با مشتری سروکار دارد، دخل ( این کلمه فکر کنم در خیلی
از شهرهای دیگر هم استفاده می‌شود)
توشله : تیله
اَلِفش : نوچ
شمال : باد ( قدیمی )
چُخت : سقف ( خیلی قدیمی )
کاغذباد : بادبادک، کایت
سرپایی : دمپایی
سر ِ نوشابه : در ِ نوشابه
یَره، یره‌گِه : یارو، فلانی (عامیانه)
ناسوس : تلمبه‌یِ دوچرخه
کُلاج : کسی که چشمش چپ است
موساکوتقی : قُمری
آق‌میرزا: شوهرخواهر
زلفی ِ در: شب‌بند ِ در
وَرچُپّـِه: برعکس
مکُش مرگِ ما: اعیانی، شیک
ناخن‌جـِلـِّه: نیشگون
چومبولیک : نسخه دردناک تر نیشگون
قوجمه: انگور دانه شده
پیشینگ: ریختن ناخواسته مایعات روی لباس
حولی: حیاط
قِلِه، قِلِه‌گی: روستا، روستایی ( عامیانه‌‌یِ قلعه)
چـِغـَل: زبر، ضخیم
کـَغ: کال، نرسیده
ز ِنج : چسبناک
لُکِّه : چیز جمع و جور و مچاله شده، همچنین حالتِ شخصی که چمباتمه زده ( مثلا از سرما)
لتِّه :تکه پارچه،کهنه پارچه
لوخ: حصیر آفتابگیر پشت پنجره
خُردو : کوچک
شِرشِره : کاغذکشی
غُر، غُردَبه : یک چیزی که صدمه دیده و تو رفته
تارت و پارت : پخش و پلا
سوبالا، سوپایین (چراغ ماشین) : نوربالا، نورپایین
نوردِوون : نردبان
فاطمه چُسوک : خرچسونه
لاخ (مو) : تار
سوسه‌لنگ : دم‌جنبانک
اندر (مادر اندر، برادر اندر، .... ) : مادر ناتنی، برادر ناتنی
لَخِه : کهنه پاره
کیس : کیک
چاقون : چاقو
دیفال : دیوار
مچد : مسجد
گوررجه : گوجه فرنگی
خیال : خیار
ضلر : ضرر ( نخور برت ضلر دره)
همسده : همسایه
قِنج : ضعف رفتن (دلوم قنج مره برش : دلم براش تنگ شده)
الله بختکی : همینطوری، شانسی
خوشدلی : رشته آش تف داده شده به همراه برنج
خیزه : دراور
لًخشَک : آویزان و فرسوده (نوعی آش که رشته هایش کلفت است)
کله ونگ : درگیر ، مشغول بودن ذهن (یره کله ونگتوم : ذهنم درگیرت شده ، خیلی به یادتم)
جُل : تکان (یره جل نزن : تکان نخور) ( جل جل کردن : در جای تنگ تکان خوردن زیاد)
(خلوک : کسی که آب دماغش همیشه آویزان است)
چورنه : لوله آفتابه یا قوری، کوچک کردن لب شبیه غنچه برای بوسیدن
خفتی : گردن بند
چوری : النگو
موزی : ساندویچ
دادو : عروسک
دوری : سینی بزرگ
سلّه : سبد
شونی : کهنه بچه
پیتیخ : آشفته ، پریشان (بیشتر به ظاهر و موی افراد اطلاق میشود)
پت : مو یا نخ گره خورده که باز کردنش سخت باشد
طاس : کاسه
اُورَنه : راه آب باریکی که از منازل به بیرون از خانه جاری میشد ، راه آب باریک
خوش : مادر زن / شوهر
خُسُر : پدر زن / شوهر
وسنی : هوو
از دستی : عمدا


[ جمعه ۱۸ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ ] [ آرش ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

طرفداران
امکانات وب
یادگاری از یک دوست

===ஜ۩۞۩ஜ===
اسمش را میگذاریم؛ دوست مجازی
اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته ...
خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند ...
وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد
وقت میگذارد برایم، وقت میگذارم برایش ...
نگرانش میشوم دلتنگش میشوم ...
وقتی در صحبت هایم، به عنوانِ دوست
یاد میشود مطمئن میشوم که
حقیقی ست ...
هرچند کنار هم نباشیم
هرچند صدای هم راهم نشنیده باشیم،
من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم
هرکجا که باشد
پس دوست من در دنیای مجازی دوستت دارم

وقتی کسی چیزی با ارزش را با شما شریک می شود واز آن نفع می برید، وظیفه اخلاقی دارید که آن را با دیگران نیز شریک شوید.

free counters