بیایید آنقدر از خوبی ها بگوییم تا... جایی برای بدی نماند. 
لینک دوستان

درروزهایی که دکتر محمد مصدق را در بیدادگاه فرمایشی شاه در لشگر 2 زرهی محاکمه می کردند، کسانی به عنوان تماشاچی به دادگاه می رفتند که مجوز شرکت در آن را داشتند. خبرنگاران مطبوعات و عده ای از ماموران امنیتی.
دریکی از جلسات، ملکه اعتضادی نیز شرکت کرد و موضوع جلسه آن روز، دفاع دکتر مصدق و وکیل مدافعش سرهنگ جلیل بزرگمهر و رد ادعا نامه ی دادستان ارتش - سرهنگ حسین آزموده بود .
هنگامی که مصدق باشور و هیجان از خدمات صادقانه اش به مردم و مملکت سخن می گفت و دستهای مرتعشش را حرکت می داد، ملکه اعتضادی که در ردیف تماشاچیان نشسته بود از جا برخاست و با صدایی بلند، رو به دکتر مصدق گفت: یک پیر مرد سیاسی که مملکت را به پرتگاه سقوط کشانده، نباید در دادگاهی که به خیانت های او رسیدگی می کند، بترسد و بلرزد.
دکتر مصدق، رو به عقب برگرداند و گوینده ی این جملات را شناخت و گفت: خانم! منارجنبان اصفهان، قرنهاست می لرزد و هنوز پا بر جاست.
از این پاسخ صریح و ابهام دار، اکثر حضار، حتی رئیس و منشی های دادگاه نیز به خنده افتادند و "خانم ملکه " با سر افکندگی بسیار در جایش نشست و پس از لحظاتی دیگر سالن دادگاه را ترک کرد .
منبع: خبر به نقل از پژوهشنامه ی تاریخ مطبوعات ایران، ص 41و42


[ شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۱:۱٥ ‎ب.ظ ] [ آرش ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

طرفداران
امکانات وب
یادگاری از یک دوست

===ஜ۩۞۩ஜ===
اسمش را میگذاریم؛ دوست مجازی
اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته ...
خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند ...
وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد
وقت میگذارد برایم، وقت میگذارم برایش ...
نگرانش میشوم دلتنگش میشوم ...
وقتی در صحبت هایم، به عنوانِ دوست
یاد میشود مطمئن میشوم که
حقیقی ست ...
هرچند کنار هم نباشیم
هرچند صدای هم راهم نشنیده باشیم،
من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم
هرکجا که باشد
پس دوست من در دنیای مجازی دوستت دارم

وقتی کسی چیزی با ارزش را با شما شریک می شود واز آن نفع می برید، وظیفه اخلاقی دارید که آن را با دیگران نیز شریک شوید.

free counters