بیایید آنقدر از خوبی ها بگوییم تا... جایی برای بدی نماند. 
لینک دوستان

یه روز من قرار بود به عروسی برم یک کت و شلوار خریدم و اومدم خونه. اما وقتی رسیدم خونه دیدم که شلوارم 15 سانت بلنده به مادرم گفتم:مادر؛ شلوارم 15سانت بلنده. مادرم گفت:برو وقت ندارم دارم لباسمو درست می کنم رفتم پیش خواهرم گفتم: شلوارم 15سانت بلنده.گفت اصلا حرفشم نزن وقت ندارم. منم با نا امیدی مجبور شدم خودم درست کردم و رفتم یه چرت خوابیدم وقتی بیدار شدم دیدم که واویلا خواهرم دلش سوخته و 15 سانت کوتاه کرده مادرمم دلش سوخته و 15 سانت کوتاه کرده وقتی پام کردم درست شده بود عین شلوارک!!!!!


[ سه‌شنبه ٢٧ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱:۳٧ ‎ق.ظ ] [ آرش ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

طرفداران
امکانات وب
یادگاری از یک دوست

===ஜ۩۞۩ஜ===
اسمش را میگذاریم؛ دوست مجازی
اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته ...
خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند ...
وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد
وقت میگذارد برایم، وقت میگذارم برایش ...
نگرانش میشوم دلتنگش میشوم ...
وقتی در صحبت هایم، به عنوانِ دوست
یاد میشود مطمئن میشوم که
حقیقی ست ...
هرچند کنار هم نباشیم
هرچند صدای هم راهم نشنیده باشیم،
من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم
هرکجا که باشد
پس دوست من در دنیای مجازی دوستت دارم

وقتی کسی چیزی با ارزش را با شما شریک می شود واز آن نفع می برید، وظیفه اخلاقی دارید که آن را با دیگران نیز شریک شوید.

free counters