بیایید آنقدر از خوبی ها بگوییم تا... جایی برای بدی نماند. 
لینک دوستان

جونم واستون بگه قضیه از این قراره که چند وقتی بود فانی میل مخاطبی داشت به اسم « ... ». این « ... » عزیز ما، من و همکارام رو با نظراتی که واسه پستامون میذاشتن خوشحال می کردن. نمی دونم چرا با اینکه نظرای قشنگی میدادن تمایلی به اینکه اسمی یا ایمیلی از خودشون بذارن، نداشتن. یه بار آرش خان بهشون گفت: «که اسمی یا ایمیلی برا ما به یادگار میذاشتین». یه بارم من این حرف رو به ایشون زدم. ولی ایشون گوش ندادن. چرا؟ خدا عالمه. البته به نظرم آدم حرف گوش کنی بودن چون اوایل انگلیسی نظر میذاشتن ولی من که ازشون خواستم فارسی را پاس بدارن ایشون لطف کردن و فارسی را پاس داشتن.لبخند

برا آخرین بار برا پست « 10راز لبخند زدن » ، 4 شهریور 1391، ایشون این  نظر رو گذاشتن «ما که هی خندیدیم تا دنیا بهمون  بخنده خنده که نکرد هیچ نزدیک بود لقب خل و چلم بهمون بدنابرو  » و من این طور جوابشونو دادم « چی بگم. حرف حق که جواب نداره.خنثی ممنون از حضور گرمتون و تشکر از نظراتتون.ولی ما رو ناراحت می کنید که  اسم و یا ایمیلی نمی ذاریدناراحت». مدارکشم موجوده.

 از اون موقع تا حالا این « ... » عزیز ما به ما افتخار ندادن و به وبمون نیومدن البته حتما اومدنا ولی نظری نذاشتن. راستشو بخواین چند روزیه یه کَمکی عذاب وجدان گرفتمناراحت. منم حساااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااسنگران.  به خودم میگم حتما حرف من باعث شده که ایشون دیگه نظری نمیذارن چون با جوابی که من به نظرشون دادم فک کنم برا اینکه ما رو ناراحت نکنن دیگه نظر نمی ذارن. یاد این شعر موسی و شبان افتادم اونجاش که میگه:

وحی آمد سوی موسی از خدا / بنده ی مارا ز ما کردی جدا

تو برای وصل کردن آمدی / نی برای فصل کردن آمدی

 حالا فک کنم آرش خان با دیدن این پست تو دلش میگه:چشمک

این چه کاری بود، که کردی،  پرنیان / مخاطب ما را ز ما کردی جدا

تو برای وصل کردن آمدی / نی برای فصل کردن آمدی

 آره « ... » جان وجدانم درد می کنهآخ. من واقعا قصد جدا کردن شما رو از خودمون نداشتم. نمی دونم هنوزم واسم سواله که چرا دوست نداشتین اسم یا ایمیلی بذارینسوالمتفکر. شایدم ما می شناسیمتونو و شما نمی خواید که ما بشناسیمتونچشمکنیشخند.

به هر حال بنده رو حلال کنیدفرشتهاگه خدای ناکرده شما رو رنجوندم.خجالت

بازم به قول شعر موسی و شبان:

« هیچ آداب و ترتیبی مجو / هرچه می خواهد دل تنگت بگو»

 

نه اسمی نه ایمیلی

هر چی که دل تنگتون میخواد واسمون بنویسین

 

لبخندلبخندلبخندمنتظرتونیملبخندلبخندلبخند


[ یکشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ ] [ آرش ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

طرفداران
امکانات وب
یادگاری از یک دوست

===ஜ۩۞۩ஜ===
اسمش را میگذاریم؛ دوست مجازی
اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته ...
خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند ...
وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد
وقت میگذارد برایم، وقت میگذارم برایش ...
نگرانش میشوم دلتنگش میشوم ...
وقتی در صحبت هایم، به عنوانِ دوست
یاد میشود مطمئن میشوم که
حقیقی ست ...
هرچند کنار هم نباشیم
هرچند صدای هم راهم نشنیده باشیم،
من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم
هرکجا که باشد
پس دوست من در دنیای مجازی دوستت دارم

وقتی کسی چیزی با ارزش را با شما شریک می شود واز آن نفع می برید، وظیفه اخلاقی دارید که آن را با دیگران نیز شریک شوید.

free counters