بیایید آنقدر از خوبی ها بگوییم تا... جایی برای بدی نماند. 
لینک دوستان

خانم حمیدی برای دیدن پسرش مسعود، به محل تحصیل او یعنی لندن آمده بود. او در آنجا متوجه شد که پسرش با یک هم اتاقی دختر بنام ویکی زندگی میکند. کاری از دست خانم حمیدی بر نمی‌آمد و از طرفی هم‌اتاقی مسعود خیلی خوشگل بود.

او به رابطه میان آن دو ظنین شده بود و این موضوع باعث کنجکاوی بیشتر او می­شد. مسعود که فکر مادرش را خوانده بود گفت : من میدانم که شما چه فکری می‌کنید ، اما من به شما اطمینان می‌دهم که من و ویکی فقط هم اتاقی هستیم.

حدود یک هفته بعد، ویکی پیش مسعود آمد و گفت : از وقتی که مادرت از اینجا رفته، قندان نقره‌ای من گم شده، تو فکر نمی‌کنی که او قندان را برداشته باشد؟

-  خب ، من شک دارم ، اما برای اطمینان به او ایمیل خواهم زد .

او در ایمیل خود نوشت: مادر عزیزم، من نمی‌گم که شما قندان را از خانه من برداشتید‌، و در ضمن نمی‌گم که شما آن را برنداشتید، امّا در هر صورت واقعیت این است که قندان از وقتی که شما به تهران برگشتید گم شده است.

با عشق ، مسعود

روز بعد، مسعود یک ایمیل به این مضمون از مادرش دریافت نمود: پسر عزیزم، من نمی‌گم تو با ویکی رابطه داری و در ضمن نمی‌گم که تو باهاش رابطه نداری. امّا در هر صورت واقعیت این است که اگر او در تختخواب خودش می‌خوابید، حتماً تا الان قندان را پیدا کرده بود.

با عشق ، مامان


[ جمعه ۳۱ تیر ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ ] [ آرش ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

طرفداران
امکانات وب
یادگاری از یک دوست

===ஜ۩۞۩ஜ===
اسمش را میگذاریم؛ دوست مجازی
اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته ...
خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند ...
وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد
وقت میگذارد برایم، وقت میگذارم برایش ...
نگرانش میشوم دلتنگش میشوم ...
وقتی در صحبت هایم، به عنوانِ دوست
یاد میشود مطمئن میشوم که
حقیقی ست ...
هرچند کنار هم نباشیم
هرچند صدای هم راهم نشنیده باشیم،
من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم
هرکجا که باشد
پس دوست من در دنیای مجازی دوستت دارم

وقتی کسی چیزی با ارزش را با شما شریک می شود واز آن نفع می برید، وظیفه اخلاقی دارید که آن را با دیگران نیز شریک شوید.

free counters